تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
مردم بر اثر فتواى مالك براى بيعت با محمد شتاب نمودند ، و اما مالك خودش در خانه‌اش بماند محدّث قمّى رحمةالله آورده است كه : محمد نفس زَكِيَّه در اوَّل ماه رجب سنهء 145 در مدينه خروج كرد ، و در أواسط رمضان در أحْجَارِ زَيْت مدينه مقتول شد ، و مدت ظهور تا مدت كشته شدنش ، دو ماه و هفده روز بود ، و چهل و پنج سال عمر داشت . و ابراهيم برادر وى در غُرِّهء شوّال و به قولى در رمضان سنهء 145 در بصره خروج كرد و سپس به دعوت اهل كوفه به جانب كوفه آمد ، و در بَاخَمْرى در أرض طَفّ شانزده فرسخى كوفه به قتل رسيد . « 1 » و قتلش در روز دوشنبهء ذىحجهء سنهء 145 واقع شد ، و عمرش 48 سال بود . سر او را منصور امر كرد تا به زندان هاشميّهء بغداد نزد پدرش عبدالله بردند . « 2 » ملّا جلال الدّين سيوطى گويد : منصور از جهت هيبت و شجاعت و حزم و رأى و جبروت و بسيار اندوختن مال و ثروت ، يگانه فحل بنى عباس محسوب مىشد . او تارك لهو و لعب بود ، كامل العقل و در مشاركت علم و ادب زبردست و فقيه النَّفس بود . براى آنكه سرير حكومتش استقرار يابد خلق كثيرى را كشت . او أبوحنيفه را بر قضاوتش زد ، سپس او را حبس نمود و پس از ايامى بمرد . بعضى گفته‌اند : وى را با سمّ كشت ، به علت آنكه أبوحنيفه فتوى داده بود تا مردم بر له محمد و عليه منصور خروج كنند . منصور فصيح و بليغ و سخنران و سخن پرداز بود ، و براى سلطنت و امارت توانا ، و در نهايت بخل و حرص به اموال دنيا ؛ و بدين لحاظ بود كه او را به أبُوالدَّوانيق ملقّب كرده بودند ، چون از عُمّال و كارگران بر سر دانه‌ها و بر سر دانگها حساب مىكشيد و مؤاخذه مىنمود .
هامش
( 1 ) سيوطى در « تاريخ الخلفاء » ص 261 گويد : در سنهء 145 خروج دو برادر : محمد و ابراهيم پسران عبدالله بن حسن بن حسن بن على بن أبيطالب صورت گرفت . منصور بر آن دو نفر ظفر يافت و آن دو را با جماعت كثيرى از آل البيت به قتل رسانيد . « فإنّا للّه و إنَّا إليه راجعونَ » . ( 2 ) « منتهى الآمال » طبع رحلى علميهء اسلاميّه ، ج 1 به ترتيب ص 199 - 202 .