هامش
أبيطالب عليه السّلام نيست ؟ و چرا مذهب ما را مذهب علوى نخواندهاند و مذهب جعفرى ناميده اند ؟ وقتى كتاب « امام حسين و ايران » را در مجلّهء خواندنيها مىنوشتم و در قبال عظمت و خلوص فداكارى حسين بن على عليه السّلام سر تعظيم فرود مىآوردم از خود مىپرسيدم : آيا شايسته نبود به پاس فداكارى حسين بن على عليه السّلام مذهب شيعه به اسم مذهب حسينى خوانده شود ؟ تا اينكه رسالهاى از انتشارات مركز مطالعات اسلامى در استراسبورگ به دستم رسيد كه راجع به امام جعفر صادق عليه السّلام امام ششم ما بود ، و بعد از خواندن آن رساله بر من معلوم شد : چرا بين أئمّهء دوازده گانهء ما حضرت امام جعفر صادق عليه السلام آن قدر برجسته شد كه نام او را روى مذهب شيعه نهادند و آن مذهب را جعفرى خواندند . ممكن است كه خوانندهء محترم به من بگويد كه نشناختن امام جعفر صادق از طرف تو ، ناشى از قصور و كاهلى خودت مىباشد و اگر تو كتاب « بحار » تأليف مجلسى و كتاب « وفيات الأعيان » تأليف ابن خلّكان و كتاب « وافى » تأليف ملا محسن فيض و كتاب « كافى » تأليف كلينى و يا كتاب « ناسخ التواريخ » تأليف لسان الملك سپهر را مىخواندى امام ششم شيعيان را به خوبى مىشناختى ! در جواب عرض مىكنم كه من بعضى از كتب را كه راجع به امام جعفر صادق نوشته شده خواندهام و ديدم در اكثر آنها از اعجاز و مناقب امام ششم ، صفحات زياد وجود دارد ولى ننوشتهاند : چرا مذهب شيعه به اسم مذهب جعفرى خوانده مىشود ؟ ليكن رسالهاى كه مركز مطالعات استراسبورگ منتشر كرده اين موضوع را براى من روشن و ديدگان نابيناى مرا بينا نمود و به همين جهت در صدد برآمدم آنچه را كه در همين رساله نوشته شده بسط بدهم و به قدر توانائى خود امام ششم را بر مبناى تاريخ به نسل جوان ايران بشناسانم . چون از علماى مذهبى گذشته تصوّر نمىكنم كسى از افراد عادى بداند كه امام جعفر صادق عليه السّلام چگونه مذهب شيعه را از نابودى نجات داد ، و به طور حتم اگر او نبود امروز مذهب شيعه يا لاأقلّ شيعهء دوازده امامى و هفت امامى وجود نمىداشت . و حقّشناسى نسبت به آن مرد بزرگ و دانشمند هم اقتضا دارد كه او را به كسانى كه وى را از نظر تاريخى و علمى و ايدئولوژى نمىشناسند بشناسانيم .
اين بود گفتار مترجم محترم در عنوان كتاب و ليكن وجه تسميهاى كه ما به لطف خداوندى و تأييد ايزدى در اينجا راجع به مذهب جعفرى ذكر نمودهايم بسى عالىتر و گرانسنگتر از وجه تسميهاى است كه ايشان ذكر نمودهاند . ما در اين كتاب مبيَّن ساختيم كه : حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام با عقل متين و تقواى رصين و دور انديشى كامل دست از خلافت ظاهريّه برداشت و مدت سى سال با دربدرى و خون جگرى ، روح نبوّت و اساس ولايت و اصل حقيقت را كه از ميان برداشته شده بود ، در تشيّع كه روح نبوّت و اساس قرآن است تركيز داد . او با مكتب خود ،