تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
متصوّر نيست ، و صورت اوَّل هم موجب قتل و كشتارهاى بى جا و اتلاف نفوس در غير مسير حقيقى است . از همهء اينها كه بگذريم ، حضرت يك مأموريّت الهى خاصّى دارند كه احياى شريعت مندرسه مىباشد . اگر بالفرض تمام دشمنان و مخالفان ولايت را سركوب و منكوب نمودند ، و بر مقرِّ امارت مستقر گرديدند ، تازه نهايت كارى را كه مىتوانند انجام دهند رسيدگى به امور عامّه ، فصل خصومتها و رفع منازعات شخصيّه ، و امر و فتوى براى حلال و حرام مردم مىباشد . امَّا تحقيقاً آن مسألهء به داد شريعت فرسوده و آئين واژگون گرديده رسيدن ، به زمين مىماند . چرا كه همانطور كه ذكر شد آن نياز مبرم به ساليان دراز درس و تعليم و تربيت شاگرد و بحث و نقد و حلّ و إبرام دارد . فلهذا اين موجب شد كه حضرت تشمير ذيل نموده ، كمر براى آن امر خطير ببندند ، و تمام ساعات و لحظات خود را در آن مدت مديد صرف مدرسهء علم و فهم و بيان و قلم بفرمايند . اين امر از جهت اهميّت قابل مقايسه با امر خلافت نمىباشد ، و در درجهء والائى از اهميّت قرار دارد . حضرت كاملًا خود را بر سر دو راهى مشاهده كردند : قبول خلافت و رسيدگى به امور ولايت مردم ، و ردّ بيعت و رسيدگى به زنده كردن اسلام فرسوده و خراب شده . و شِقِّ دوم را انتخاب نمودند ، زيرا كه آن در رتبهء اصل نبوّت رسول اكرم صلّى الله عليه و آله ، و امامت أميرالمؤمنين عليه السّلام و شهادت سيّدالشهداء عليه السّلام حائز عظمت بود . شِقِّ دوم حيات روح نبوّت و ولايت و سِرِّ شهادت را نويد مىداد ، گرچه مستلزم مشقّات طاقت فرسا و از دست دادن حقوق ظاهريّه و امارت دنيويّه بوده است . امَّا آيا مىدانيد : تحمَّل اين گونه زحمتها و رنجها بالأخره در مسير زحمتها و رنجهاى رسول اكرم و أميرالمؤمنين است ، و از دست دادن عناوين خلافت و امارت براى وى ، در برابر حفظ آن امر عظيم به نظر امام حق‌ّبين و واقع نگر ناچيز مىباشد ؟ ! حضرت شقِّ دوم را اختيار فرمود ، و براى برقرارى اين امر گرانقدر يكسره از