قبول خلافت و امارت دست شست ، و از نزديكى به دستگاه فرماندهى هم به شدّت تَأبِّى نمود ، و چنان از حكومت و امارت بيرون رفت كه گوئى أبداً چنين لغتى در قاموس وجود او نيامده است و خداوند به وى شأنيّت آن مقام را هم عطا نفرموده است تا عند المصلحه به فعليّت برساند . باغى در مدينه داشت واسع براى پذيرائى وفود و واردين و محلّ تدريس جالسين و اهل سؤال كه از نواحى متفاوته به محضر أنورش حضور مىيافتهاند . و شبانه روز خود را براى مسائل علمى و مباحثات علمى و مناظرات علمى و همه گونه تحقيقات علمى وقف فرمود تا بتواند از عهدهء أعْباء مسؤوليّت عظيم و ارائهء دين راستين برآيد ، و آبشخوارى به سوى شريعهء ماء فرات و گواراى فهم آيات قرآنيّه و سنَّت نبويّه در پيش راه مردم گم گشته قرار دهد . اين آبشخوار عبارت است از مذهب جعفرى ، سلام الله على موجده و الذَّاهب إليه .
به قدرى اين عمل ، مهم و خطير و داراى جوانب و اطراف به نظر آمد كه حضرت در مدت سى سال تمام غير از اوقاتى كه به عراق آمدهاند بدان اشتغال داشتهاند ، مضافاً به آنكه در مدّت سفرهاى خارج از مدينه نيز اشتغالات علمى حضرت بر همان اساس بوده است .
با تربيت چهار هزار شاگرد در فنون مختلفه ، و نگاشته شدن چهارصد تأليف از چهارصد مؤلِّف در اصول مختلفه ، و با بيان شرح و تفصيل و تفسير ، و بيان تأويل حقايق آيات و واقعيّت سنَّت ، حضرت صادق عليه السّلام به منظور خويشتن نائل گشت . با إرائهء احكام مستدلّ و قوانين صحيحه ، راه جور و اعتساف دربار خلفا و درباريانشان را مسدود فرمود . و با فلسفهء الهيّه و حكمت عاليه و عرفان به عوالم غيب و تجرّد ، راه مردم چشم بسته و گوش بسته و مُهر بر دل نهاده را به سوى آسمانهاى ملكوت باز كرد . و راه عبوديّت را در برابر ربوبيّت حضرت حقّ عزّ اسمه نشان داد ، و مردم پس از دوران رسول خدا و آن اصحاب بيدار دل و شبزندهدارش الآن به صفوف عابدان در شب و عالمان در روز پيوستهاند ، و پس از أيَّام أميرالمؤمنين اينك با أمثال اصحاب زاهد و عابد و ناسك و سالك و عارف وى
امام شناسى (فارسى) — صفحة 264
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٦٤