همچون عثمان بن مظعون و ابن التَّيِّهان برخورد مىكنند .
اينجاست كه بدون اختيار لسان براى درود به آن حضرت به حركت آمده توأماً با قلب و فكر ، هم زمزمه و بدين ترانه مترنّم مىباشد كه :
وَ سَلامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَ يَوْمَ يَمُوتُ وَ يَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا
. « 1 »
« مقام سلام و امن خداوندى براى اوست در روزى كه پا به جهان گذارد ، و در روزى كه رخت از اين جهان بر مىبندد ، و در روزى كه زنده در پيشگاه خداوندى مبعوث مىگردد » .
سخن مترجم كتاب مغز متفكر جهان شيعه درباره مذهب جعفرى
حضرت به قدرى در حفظ اوقات خويشتن ، و وظيفهء هر شاگرد را به قدر وسع و استعدادش از علوم دادن ، و در خود نباختگى و بدون جهت خود را به زندان و تبعيد و قتل و زجر نيفكندن ، اصرار داشت كه معلوم مىشود : تمام اين جهات براى حفظ عمر و تأمين قوا و عِدَّه و عُدَّه به جهت وصول بدان غايت عالى بوده است . زيرا معلوم است : اگر در اين ميان كشته مىشد ، و يا اموال او را تاراج مىنمودند ، و يا محل تدريس او را مىربودند ، ديگر سلسلهء تعليم و به دنبالش داستان احياء دين منقطع مىگشت . با وجود آنكه يك بار خانهاش را آتش زدند ، و اموالش را ربودند ، و بالأخره خودش را با سمّ كشتند . « 2 »
هامش
( 1 ) آيه 15 از سورهء 19 : مريم .
( 2 ) در كتاب « مغز متفكر جهان شيعه » كه در عجائب و غرائب از علوم حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام بيست و پنج تن از أعلام كنگره از مركز مطالعات اسلامى استراسبورگ گرد آوردهاند ، مترجم محترم آن در صدر كتاب چنين آورده است : چرا مذهب شيعه را جعفرى مىخوانند ؟ آنگاه در تفصيل آن گفته است : من مردى هستم مسلمان داراى مذهب اثنى عشرى ولى تا امروز نمىدانستم چرا مذهب شيعه را به اسم مذهب جعفرى خواندهاند . راجع به جعفر صادق امام ششم مذهب خود اطلاعى جز اين نداشتم كه او پسر امام محمد باقر عليه السّلام است و پدر امام موسى كاظم عليه السّلام . از تاريخ زندگى او به كلّى بى اطّلاع بودم و حدّاكثر مىدانستم در كجا متولّد شد و در كجا زندگى را بدرود گفت . اما نمىدانستم : در دورهء حيات چه گفت و چه كرد ؟ و به طريق اولى نمىدانستم : چرا مذهب شيعه را به اسم جعفرى مىخوانند ؟ مگر امام اول ما ، حضرت على بن