بيرون گود زورخانه ايستادهاى و صدا مىزنى : لنْگَش كن ! !
ثالثاً حضرت به رأى العيان مىبيند كه : اگر بيعت را قبول كند آن طور نيست كه جهان اسلام در برابر وى خاضع و تسليم و مطيع باشند ، و فقط در انتظار يك فرمان او مدَّتها نشسته باشند .
بلكه اوَّلًا گروه امويّون كه باقيماندهاند در هر گوشه و كنار جهان عَلَم مخالفت و جنگ را برافراشته ، و تا آخرين قطرهء خون خود را براى عدم اعتلاء حكومت او مىريزند .
ثانياً عبّاسيّون كه خود را بنى أعمام و وارثان پيامبر مىدانند ، با هزار و يك دليل قدم به عرصهء ظهور گذارده ، مدّعى وارثيّت محراب و منبر ، و سلاح و شمشير ، و عصا و پيكان ، و عَلَم و رايت مىگردند ، همانطور كه ديديم و در تواريخ و سِير خوانديم و در آثار و أخبار مشاهده نموديم كه با همين عناوين پانصد سال بر اريكهء خلافت نشستند ، و علويّون و بنى فاطمه را محكوم همين أباطيل و تُرَّهات مىنمودند ، و بيعت و امارت و حكومت غاصبانهء خود را مستند به براهين شاعرانه مىكردند . شُعرايشان بر اين منوال شعر مىسرودند و قصائد مىگفتند .
عبّاسيّون تنها به اقامهء دليل و برهان اكتفا نمىكردند ، بلكه با سَيف و سِنان ، طغيان خود را ظاهر مىنمودند . در اين صورت حضرت بايد در تمام مدّت حيات كه باز معلوم نبود در كدام كارزارى شهيد گردد ، عمر و وقت و فرصت خود را در جنگها براى سركوبى معاندان و مخالفان سپرى كند .
ثالثاً بعضى از علويّين نيز كه دعوى امارت داشتند ، علم مخالفت بر مىافراشتند ؛ يا حضرت بايد با آنها هم جنگ نمايد ، و يا بايد بديشان مقام و مسندى از استاندارى ، و فرماندارى ولايات و بلاد ، و مقامات قضاوت ، و نماز جمعه و جماعت ، و تصدّى امور بيت المال و أمثالها را به عنوان حقّ السّكوت بذل كند و نثارشان نمايد .
انتخاب صورت دوم براى ولىِّ خدا كه كارها را بر أساس حق بجاى مىآورد
امام شناسى (فارسى) — صفحة 262
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٦٢