تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
از زير بار طغيان بيرون مىآورد ، بهتر نبود ؟ اگر به ضعفاء و مستمندان كه يك قرن است حقوقشان ضايع گرديده است رسيدگى مىكرد بهتر نبود ؟ اگر امَّت را از زير يوغ استعباد و بندگى و بردگى سلاطين جور بيرون مىكشيد ، و عنوان حُرِيَّت و آزادى به آنان عنايت مىنمود بهتر نبود ؟ اگر مسألهء جهاد را براساس جهاد رسول الله قرار مىداد و در آن روز تمام عالم را مسلمان مىنمود بهتر نبود ؟ و هَلُمَّ جَرّاً تا دلت مىخواهد از اين اگرها بشمار ! جواب اين اشكالها و پاسخ اين سؤالها چندان مشكل نيست . اوَّلًا امام صادق عليه السّلام با وجود فهم و درايت و كياست و قدرت علم و ذكاء خويشتن قبول نفرمود ، نه آنكه سَطحى و بَدوى قبول نكند و سپس پشيمان گردد ، و تا آخر كه جنايات منصور را در برابر چشم خود ببيند بگويد : اى كاش قبول نموده بودم ، و تا اين سرحد امَّت را دچار مشكلات و آلام نمىساختم . حضرت تا پايان عمر خود بر همان قرار و اصل پا برجا بود ، و لحظه‌اى ديده نشد كه بر ما فات تأسّف خورد ، و آرزوى راحتى و گشايش خود را بنمايد ، با وجود آنكه مشكلات در عصر بنى عباس روز به روز به طور مضاعف بالا مىرفت ، و جنايات منصور از حدود نصابهاى ستمگران ، گذشته و پيوسته اوج مىگرفت . اين دليل ، دليل مهمّى است ، زيرا هر كارى را كه انسان انجام دهد اگر با چشم آخربين و مصلحت انديش غائى نبوده باشد ، هنگامى كه به آثار منفى آن مواجه مىگردد پشيمان مىشود و تأسّف مىخورد ، ولى كار صحيح هيچ وقت ندامت ندارد گرچه مشكلات و سختيهاى پى درآمد آن روز به روز زياد شود . دوم آنكه حضرت صادق عليه السّلام در ميان آن عصر و آن خصوصيّات و آن وضع مردم و امّت و آن امكانات و اقتضاءات بوده است ، ولى ما اينك شَبَحى از آن به چشممان مىخورد . او مىديد و ما مىشنويم . او در عين و شهود بود ، و ما در أثر و خبر . وَ الشَّاهِدُ يَرَى مَا لَا يَرَى الْغائبُ . « شخص حاضر و شاهد در حاقّ قضيّه و عين واقعه مىبيند چيزى را كه أبداً شخص غائب و دور نمىتواند ببيند . »