و از اينجا نيز مىفهميم : أعلميّت و أفقهيّت از جميع امَّت از شرائط لازمه و اوَّليّهء رئيس و امام حاكم اسلام مىباشد كه منصور براى حفظ و برقرارى موقعيّت خويشتن مالِك بن أنَس را پس از خودش - كه عنوان أميرالمؤمنين بر خود نهاده است - بدان تمسّك و استشهاد داده است .
و بر اين اساس عدم درايت و فقاهت أئمّهء أربعهء اهل سنَّت است كه شيخ محمود أبُوريّه : عالم مصرى كه خود از عامّه بوده است و الحقّ خداوند نورى به وى عطا فرموده است تا بسيارى از خطاها و غلطهاى كتب و صاحبان كتب عامّه را در كتاب « أضواء » خود إحصاء نموده است ، مىگويد :
أئمّهء اربعه كه اكثريّت مسلمانان در احكام عمليّه از آنان پيروى مىكنند خودشان مطّلع بر كتب حديث نبودهاند ، و بالاخصّ امام ابوحنيفه . در آن زمان ، حديث در كتب تدوين نشده بود كه از آنها اخذ نمايد . و با وجود اين ، وى مردى است كه نزد متابعانش از اهل سنّت و غير متابعانش همگى معترف به امامت و اجتهاد او مىباشند .
و بخارى و غير بخارى از كتب حديث ، چيزى را به ظهور نرسانيدند مگر پس از انقضاء خير القرون . « 1 »
لهذا اسّ و أساس علوم فقهيّه و حديثيّه و تفسيريّه و غير آنها كه مدار و محور علوم اسلامى را تشكيل مىدهند بر اصل علوم اهل البيت بوده است كه مهمترين ناشر و معلِّم آن حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام بوده است .
و اصل و اساس اين علوم از مدينه بوده است كه محل و موطن و مأواى اهل البيت بوده ، و از آنها جميع علوم به همهء جهان انتشار يافته است ، و حتّى أئمّهء اربعهء مذاهب عامّه با آنكه خود اظهار استقلالى نمودند ، ولى بالأخره تمام علومشان از اهل البيت مىباشد ، أعمّ از امام صادق ، و پدرشان ، و جدّشان تا برسد به حضرت
هامش
( 1 ) « أضْواءٌ على السُّنَّة المحمّديّة » طبع سوم ص 407 و ص 408 .