تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 603

مساهمون:

ص٦٠٣
معصوم و مسموم ، سراسر خاك حجاز و مدينه را فرا گرفته بود ، منصور در زمين مِنى كه جمعى از أعيان و سابقه داران و همقطاران ديرينش به ديدنش آمدند ، به مالك بن انس كه نيز براى ملاقاتش آمده بود پيشنهاد تصنيف و تدوين كتاب نمود و در آن سال مالك صريحاً ردّ مىكند ، و چنين كتابى را صلاح عالم اسلام و امَّت مسلمان نمىداند . ابن قتيبهء دينورى در اين باره مىگويد : و ذكر كرده‌اند كه : ابو جعفر منصور اميرمؤمنان هنگامى كه موانع از جلوى پايش برداشته شد ، و امور طبق وفق مرامش جارى گرديد و بر اريكهء سلطنت مستولى شد ، براى مسافرت به حج به سوى مكّه روان گرديد ، و اين در سنهء يكصد و چهل و هشتم بود . چون در مِنى آمد مردم به حضورش آمدند تا بر وى سلام نمايند و او را بر آن نعمتى كه خداوند به وى داده است تهنيت گويند . رجالى از حجاز از قريش و غيرهم به نزدش آمدند و از فقهائشان و علمائشان از كسانى كه سابقاً با وى مصاحبت داشته‌اند و در طلب علم و مذاكرهء فقه و روايت حديث ، هم درس و هم مباحثه بوده‌اند ، آمدند . از جمله آنان كه بر او وارد شده بودند مالك بن أنَس بوده است . ابو جعفر منصور به او گفت : اى أبا عبد الله ! من رويائى ديده‌ام ! مالك گفت : خداوند أميرالمؤمنين را به راستى و درستى در رأى و انديشه موفّق بدارد ، و او را به گفتار شايسته و خير الهام بخشد ، و بر كارهاى ستوده اعانت فرمايد ! خواب شما چه بوده است ؟ ! ابو جعفر منصور گفت : من در خواب ديدم كه تو را در اين بيت نشانده‌ام ، و تو از عُمَّار بيت الله الحَرام مىباشى ، و من مردم را تحميل بر علم تو نموده‌ام ، و به اهالى شهرها معاهده نهاده‌ام كه وفود خود را به سوى تو گسيل نمايند ، و رسولانشان را در ايَّام حجِّشان به سوى تو بفرستند ، براى آنكه تو آنچه را كه از امر دينشان بر صواب و حق مىباشد بر ايشان افاضه كنى و حمل نمائى إنشاء الله . زيرا كه علم فقط انحصار
امام شناسى (فارسى) — صفحة 603 | السيد محمد حسين الطهراني