تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 604

مساهمون:

ص٦٠٤
به علم اهل مدينه دارد ، و تو أعلم آنان هستى ! مالك گفت : أميرالمؤمنين از جهت بصيرت برتر است ، و از جهت رأى أرشد است ، و به گذشته و آينده عالم‌تر . و اگر به من اجازه دهى چيزى بگويم ، مىگويم ! ابو جعفر منصور گفت : آرى سزاوار است از تو شنيده گردد ، و از رأيت حقايق صادر شود !

طفره رفتن مالك از امر منصور به تأليف رساله

مالك گفت : اى اميرمؤمنان ! اهل عراق قول و رأيى دارند كه از آن تجاوز نمىنمايند ، و من چنان مىبينم كه : گفتار من آنان را به مخاطره خواهد انداخت ، زيرا ايشان اهل ناحيه‌اى هستند و صاحب مرامى خاصّ . و اما اهل مكّه در ميانشان احدى يافت نمىگردد ، و علم انحصار در علم اهل مدينه دارد همانطور كه امير بيان كردند . و از براى هر قومى أسلافى و نياكانى و امامانى وجود دارند كه بر آن منهاج رفتار مىكنند . و اگر اميرمؤمنان - كه خداوند او را نصرت دهد - صلاح بداند ايشان را بر همان حال باقى گذارد ، باقى بگذارد . ابو جعفر منصور گفت : امَّا اهل عراق ، أميرالمؤمنين از آنها هيچ امر مستحسنى و هيچ امر استوارى را قبول ندارد ( لَا يَقْبَلُ مِنْهُمْ صَرْفاً وَ لَا عَدْلًا ) و اين است و جز اين نيست كه علم منحصر در علم اهل مدينه مىباشد . و ما تحقيقاً دانسته‌ايم كه تو خلاصى نفس خودت و نجات آن را اراده كرده‌اى ! مالِك گفت : آرى چنين است اى أميرالمؤمنين ! بنابراين مرا مَعْفُوّ بدار تا خدايت تو را مَعْفُوّ بدارد ! ابو جعفر منصور گفت : خداوند تو را مَعْفُوّ داشته است . و سوگند به خدا از أميرالمؤمنين كه بگذريم « 1 » من از تو أعْلَم و أفْقَه سراغ ندارم ! « 2 »
هامش
( 1 ) منظور خودش مىباشد . ( 2 ) « الامامة و السّياسة » طبع مصر سنهء 1328 ج 2 ص 140 و ص 141 و طبع سوم مطبعهء حلبى ج 2 ص 170 و ص 171 .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 604 | السيد محمد حسين الطهراني