ما را به رخت و چوب شبانى فريفته است * اين گرگ سالهاست كه با گلّه آشناست
آن پارسا كه دِه خَرَد و مِلْك ، رَهزن است * آن پادشا كه مال رَعيّت خورد گداست
بر قطرهء سرشگ يتيمان نَظاره كُن * تا بنگرى كه روشنى گُوهر از كجاست
پروين به كجروان سخن از راستى چه سود * كو آنچنان كسى كه نرنجد ز حرف راست « 1 »
شيخ محمود ابو ريّه مصرى گويد : عبد الرّحمن بن مهدى گويد : پيشوايان علمى مردم در زمانشان چهار نفرند : سفيان ثورى در كوفه ، و مالِك در حجاز ، و أوْزاعى در شام ، و حَمَّاد بن زَيْد در بصره . . . و مالك بر اصل اجتهاد به رأى و بر آنچه كه اهل علم در شهرش ( مدينه ) را بر آن ادراك كرده بود فتوى مىداد . . . . . دِهْلَوى در كتاب « حجة الله البالغة » مىگويد : طبقهء اوَّل از كتب حديث به دليل استقراء منحصر مىباشد در سه كتاب : « مُوَطَّأ » ، و « صحيح » بخارى ، و « صحيح » مسلم . . . . .
علّت تقليل روايات موطّأ
و سيوطى در كتاب « تَنْوير الحَوالِك » از قاضى ابو بكر بن عَرَبى نقل نموده است كه « مُوَطَّأ » اصل اوَّل مىباشد ، و بخارى اصل دوم ، و آنكه مالِك يكصد هزار حديث روايت كرده است كه از آنها ده هزار حديث را در « مُوَطَّأ » برگزيده است ، و سپس پيوسته آنها را بر كتاب و سنَّت عمليّه عرضه مىداشت تا آنكه به 500 حديث يعنى حديث مسند « 2 » باز گرديد .
هامش
( 1 ) ديوان قصائد و مثنويّات و تمثيلات و مقطَّعات خانم پروين اعتصامى ، طبع پنجم جمادى الثانية 1382 ص 79 شمارهء 57 .
( 2 ) « مُسْنَد » عبارت است از روايت مرفوع صحابى با سند خود به رسول خدا با اتّصال ظاهر . و « مُرْسَل » روايتى است كه از سندش صحابى ساقط شده است با آنكه تابعى آن را از