بود ؟ ! مگر مالك كه شاگرد مكتب امام صادق عليه السّلام بوده است در محضر آن حضرت و شاگردانش بحث از ولايت و امارت حقّه و امامت و خلافت به عمل نمىآمده است تا احاديث مرويّهء از زُراره و محمد بن مسلم و ابو بصير و امثالهم را هم او نيز روايت كرده باشد ؟ !
آرى شنيده بود . سوگند به خدا شنيده بود ، ولى آن احاديث منصور پسند نبود ، و بايد حذف گردد ، تا شأن و اعتبار و جاه مالك بر اريكهء تحكيم مستقر باشد ، و نيز بداند مخالفت با والى مدينهء منصوب از قِبَل منصور در پى آمدش هفتاد ضربه شلّاق در اثر يك فتواى بجا و درست مىباشد كه مزهاش را شايد مالك تا آخر عمر از ياد نبرده است .
مخالفت با منصور نتيجهاش ضرب و قتل و حبس است كه مالك به رأى العين با بنى الحسن ديده است ؟ و نتيجهاش در بدرى و خون جگرى ، و بستن در خانهء علم ، و زندان ، و تبعيد و بالأخره مسموم ساختن امام جعفر صادق مىباشد كه مالك بن انس از خصوصيّات آن اطّلاع دارد .
امَّا مالك مىخواهد آقا و رئيس فتوى ، و مرجع حجاز در حكم و قضاء باشد و با لباس زيبا و خلعت دلربا در مسجد مدينه حاضر گردد و درس گويد ، و به دست او و به نظر او يك بار پنج بيت مال ، و در بار ديگر ده بيت مال به اهل مدينه از غَنى و فقير قسمت گردد ، تا شئون مالِكى در تحت امارت أمير المؤمنين مهدى و أمير المؤمنين هارون محفوظ باشد . و جوائز هنگفت يك بار در مِنى يك هزار دينار براى خود و هزار دينار براى پسر ، و براى بار دوم بعد از نوشتن قانون اساسى كشور منصور ( كتاب « مُوَطَّأ » ) ده هزار دينار براى خود و هزار دينار براى پسر برقرار باشد .
آيا پس از آن تجليل و تبجيلى كه ديديم منصور از مالِك در سرزمين مِنى بجاى آورد ، ديگر متصوّر است مالك مخالفت منصور را كند . چرا مالِك در پاسخ عذر خواهى منصور نگفت : چون بيعت بر حكومت و امارت تو از روى اكراه بوده است ، شكستن و نقض بيعت بنا بر حديث رسول اكرم مؤاخذه ندارد ؟ !
امام شناسى (فارسى) — صفحة 595
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٥٩٥