بحث گردد گفتار ناروا و ناسزا را به كار مىبرند . زيرا ايشان تعذيب مكلَّفى را بر عدم فعل مأمورٌ به از جانب خداى تعالى بدون علم وى به امر الهى ، و بدون ارسال رسولى به سوى او جايز مىدانند ، و به اين بس نمىكنند كه در صورت امتثال امر خداوند نيز تعذيب او را جايز مىشمارند .
آنان مىگويند : جميع قبائح از نزد خداست ، و هر چه در عالم وجود به وقوع پيوندد فعل خداست و نيكوست . چون آنچه كه در خارج به وقوع پيوسته است نيكو مىباشد ، و زشت و نازيبا آن چيزى است كه تحقّق خارجى ندارد .
اين صفات زشت و نكوهيده در پيغمبر و پدر و مادرش ، نيكوست چون خداوند متعال واقع ساخته است . پس در اين صورت در بعثت پيامبرى به اعتبار اين صفات ، كدام مانعى جلوگير مىشود ؟ !
چگونه براى أشاعره امكان دارد كفر پيغمبر را منع كنند با وجودى كه كفر او از خداست و هر چه را كه خدا بجا آورد زيباست ؟ ! و همچنين انواع معاصى دگر ؟ و چگونه براى آنها با وجود اين مذهبشان امكان دارد كه راهى براى تنزيه پيغمبران گشايند ؟ !
نَعُوذُ بِالله از مذهبى كه انسان را ايصال نمايد به تحسين كفر ، و به تقبيح ايمان ، و جواز بعثت آن كس كه جميع رذائل و سَقَطَات در او گرد آمده است .
و دانستى كه أشاعره در اين باب ، انكار ضروريّات را نمودهاند . « 1 »
* * * بايد دانست : جميع فقهاء اربعه و روساء أشاعره و معتزله از شاگردان و تربيتشدگان مدرس و مكتب حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام بودهاند كه بدون واسطه و يا با واسطه از وجودش بهرهمند گرديدهاند . غاية الامر پس از آنكه خود را صاحب علم و درايت يافتند ، و بوى استقلال به مشامشان رسيد ، انحرافات عقيدتى و يا
هامش
( 1 ) « نهج الحقّ و كشف الصّدق » ص 158 تا ص 163 .