تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢
باشد ، و نه آنكه مردگان را زنده نمايد ، و نه آنكه آدم و نوح عليهم‌السّلام را به دنيا بازگرداند ، و نه روزى را كه گذشته است و نام ديروز بر آن نهاده شده بازگرداند و امروز كند ، و نه آنكه كوه قاف را در سوراخ سوزن داخل نمايد ، و نه آنكه با يك جرعهء واحده تمام آب دجله را بياشامد ، و نه آنكه خورشيد و ماه را بر زمين فرود آورد ، الى غير ذلك از محالاتى كه ذاتاً ممتنع مىباشد . أشاعِره گويند : اصولًا خداوند به بنده‌اش تكليف نمىنمايد مگر آنچه را كه از طاقتش افزون است و متمكّن از انجام آن نمىباشد . « 1 » أشاعره در اين ذهابشان با معقول كه دليل بر قبح اين امور است مخالفت كرده‌اند ، و با منقول كه متواتر از كتاب الله العزيز است مخالفت نموده‌اند . خداوند مىفرمايد :
لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها
. « 2 » « خداوند به هيچ صاحب نفسى ( به هيچ جاندارى ) تكليف نمىكند مگر به قدر سعهء او . »
وَ ما رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ
. « 3 » « و پروردگار تو آن‌چنان نيست كه به بندگان خود ستم روا دارد . »
لا ظُلْمَ الْيَوْمَ
. « 4 » « و در امروز ظلمى وجود ندارد . »
وَ لا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً
. « 5 » « و پروردگار تو به احدى ظلم نمىنمايد ! » و ظلم در لغت عبارت است از ضرر رسانيدن به غير كه آن غير ، استحقاق آن را نداشته باشد . و كدام ظلمى اعظم از اين ظلم متصوّر است با وجودى كه آن غير استحقاق ظلم را ندارد ؟ !
هامش
( 1 ) « ملل و نحل » ج 1 ص 96 و « تفسير كبير » ج 7 ص 140 ، و « روح المعانى » ج 7 ص 60 . ( 2 ) آيه 286 ، از سورهء 2 : بقره . ( 3 ) آيه 46 ، از سورهء 41 : فصِّلت . ( 4 ) آيه 17 از سورهء 40 : غافر . ( 5 ) آيه 49 از سورهء 18 : كهف .