تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 537

مساهمون:

ص٥٣٧
مرگش زنده مىگرداند ، تحقيقاً آن خداوند هر آينه نيز زنده كنندهء مردگان مىباشد ، و او بر انجام هر كار تواناست ! » حاصل سخن آن است كه اين چهار مذهب كه ما در اينجا مختصرى از آن پرده برداشتيم ، علاوه بر اشتراكشان در عقيده بر خلافت خلفاى غاصب ، در اصول معارف و در فروع فقهيّه با يكديگر اختلاف دارند ، و در هر كدام انحراف بسيارى روى اصول عقلائيّه و موازين حِكَميّه و تاريخ مضبوط وجود دارد كه نمىتوان آنها را دستگيرهء اعتماد و عمل و صراط مستقيم به سوى خدا قرار داد ، تا به جائى كه شيخ محمود جار الله زمخشرى كه در علم ادب از فرائد دهر و نوادر ايام مىباشد خود با آنكه عامّى مذهب است و بالأخره از اين اصول در عقائدش و از اين فروع در كردارش بيرون نمىباشد « 1 » ، تصريح دارد كه : من به علّت سستى و وَهْنى كه در اين
هامش
( 1 ) علامهء حلّى در « منهاج الكرامة » طبع عبد الرّحيم ص 28 گويد : زمخشرى كه از مشايخ حنفيّه است در كتاب « ربيع الأبرار » ذكر كرده است كه : چهار نفر ادعاى پدرى معاويه را نموده‌اند . و در « ريحانة الادب » ج 2 ص 381 آورده است : و نيز به دو منسوب است :كَثُرَ الشَّكُّ وَ الخلافُ فَكُلٌّ * يَدَّعىِ الْفَوْزَ بالصِّراطِ السَّوىِّ فَاعْتِصَامِى بِلَا إلَهَ سِوَاه * ثُمَّ حُبِّى لأحْمَدٍ وَ عَلِىِّ فَازَ كَلْبٌ بِحُبِّ أصْحَابِ كَهْفٍ * كَيْفَ أشْقَى بِحبِّ آل نَبِىِّو با آنكه تصريح نموده است كه : زمخشرى معتزلى الاصول ، حنفى الفروع است مع‌ذلك در پايان ترجمه‌اش پس از بيان نه بيتى كه در سرّ كتمان مذهب وى نقل مىكند مىگويد : ظاهر اين اشعار تشيّع زمخشرى است . و در « هديّة الأحباب » گويد : زمخشرى به اسناد خود از حضرت رسالت صلّى الله عليه و آله و سلّم روايت نموده كه آن حضرت فرمود : فاطمةُ مُهْجَة قَلْبِى ، و ابناها ثَمَرة فوادى ، و بَعْلها نور بصرى ، و الأئمّةُ من وُلدها امَناءُ ربّى و حَبْلٌ ممدودٌ بينَه و بين خَلْقِهِ . مَنِ اعتصم بهم نَجَا ، و من تخلَّف عنهم هوى . « فاطمه جان و روح من است ، و دو پسرانش ميوهء دل منند ، و شوهرش نور چشم من است ، و امامان از فرزندانش امينان پروردگار منند ، و ريسمانى كشيده شده ميان او و خلائقش مىباشند . هر كس به آنان چنگ زند نجات مىيابد ، و هر كس از آنان تخلّف ورزد در