تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 534

مساهمون:

ص٥٣٤
و اگر ما قبول كنيم كه او امر به قتل حسين و خاندان او نموده است ، اين امر از روى حلال دانستن قتل او صورت نگرفته است . و اگر از روى حلال دانستن هم باشد و ليكن از راه تأويل بوده است ، و اگر هم تأويل ، تأويل باطل بوده باشد موجب فسق او مىگردد نه كفر او .

احمد حنبل لعن يزيد را جايز مىداند

خدا دهان صاحب « صَواعِق » را بشكند كه در اظهارات خود به طور تجرّى در دين خدا سخن رانده است و از وجه رسول الله در تحقير منزلت و مقدارش شرم ننموده است . و آن حكايت اين است كه گفته است بعد اللَّتيّا و الَّتى ( پس از تمام اين مقالات و گفتگوها ) : ابن جَوْزى از قاضى أبو يعلى فرّاء روايت كرده است كه او در كتاب خود « المُعْتَمد فى الاصول » با اسناد خود به صالح بن احمد بن حنبل روايت مىكند كه : من به پدرم گفتم : جماعتى ما را منسوب مىدارند كه تَوَلِّى يزيد را داريم ؟ ! پدرم گفت : اى نور چشم ، پسرم ! مگر امكان دارد كسى را كه ايمان به خدا داشته باشد تَوَلِّى يزيد را داشته باشد ؟ ! چرا تو لعنت نكنى كسى را كه خداوند او را در كتابش لعنت كرده است ؟ ! من گفتم : لعنت بر يزيد در كجاى كتاب خداست ؟ ! پدرم گفت : در قول خداى تعالى :
فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ . أُولئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمى أَبْصارَهُمْ
. « 1 » « پس آيا به خودتان اميدمنديد كه اگر ولايت امر مردم را متصدّى گرديد ، در زمين فساد كنيد و قطع ارحام و خويشاوندانتان را بنمائيد ؟ آن جماعت كه چنان كنند كسانى هستند كه خداوند بر ايشان لعنت فرستاده است و آنان را كَرْ كرده است و چشمانشان را كور گردانيده است . » پس آيا بزرگتر از قتل فسادى هست ؟ !
هامش
( 1 ) آيه 22 و 23 ، از سورهء 47 : محمد صلّى الله عليه و آله و سلّم .