تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥
و در روايتى است : اى نور چشم ، پسرم ! چه بگويم راجع به مردى كه خدا او را در كتاب خود لعنت كرده است . سپس حديث : مَنْ أخَافَ أهْلَ الْمَدِينَةِ أخَافَهُ اللهُ ، وَ عَلَيْهِ لَعْنَةُ اللهِ وَ الْمَلئِكَةِ وَ النَّاسِ أجْمَعِينَ « كسى كه اهل مدينه را بترساند خداوند او را مىترساند و بر او باد لعنت خدا و جميع فرشتگان و آدميان » را ذكر كرد . و در ميان همه خلافى نيست كه يزيد با اهل مدينه با لشگرى جنگيد و اهل مدينه را ترسانيد . - پايان كلام ابن حَجَر صاحب « صواعِق مُحْرِقَه » . و اين حديث را مُسْلِم ذكر كرده است و از آن لشكر ، كشتار و فساد عظيم و اسارت ، و مباح كردن جان و مال و ناموس اهل مدينه مشهور است تا حدّى كه قريب سيصد دختر باكره بكارتشان را از دست دادند ، و به همين مقدار از صحابهء پيامبر كشته شدند ، و از قاريان قرآن قريب هفتصد نفر ، و چند روز تمام شهر مدينه بر سپاهيان يزيد مباح بوده است . و در مسجد النَّبى چند روز نماز جماعت تعطيل شد ، و هيچ كس متمكّن از دخول آن مسجد نشد تا آنكه سگان و گرگان داخل شدند ، و بر منبر پيامبر صلّى الله عليه و آله و سلّم بول كردند - به جهت تصديق خبرى كه داده بود - و باز هم امير آن لشكر بدين مقدار اكتفا نكرد مگر آنكه مردم مدينه با وى بيعت كنند براى يزيد بر اينكه آنان غلام زر خريد يزيد بوده باشند كه اگر بخواهد ايشان را بفروشد و اگر بخواهد آزاد كند . و بعضى كه خواسته بودند براساس كتاب خدا و سنَّت رسول خدا با وى بيعت كنند نپذيرفته بود و گردنشان را زده بود . و اين در واقعهء حَرَّه مضبوط است .

احمد حنبل لعن بر برخى از صحابه را سبب شده است

و از جمله آنچه را كه مناسبت كلام ، ما را به ذكر آن كشانيده است كه در اين مقام ذكر نمائيم داستانى است كه سَيِّد جَزائرى در كتاب « مَقامات » خود از ابن ابى الحديد معتزلى بغدادى نقل نموده است كه وى در شرحش بر « نهج البلاغة » از يحيى بن سعيد مرد موثّق حكايت كرده است كه او گفت : من در نزد اسمعيل بن على حنبلى فقيه حنابله و رئيسشان در بغداد بودم كه مردى حنبلى كه در كوفه بوده است بر وى وارد شد و گفت : سيِّدى ! من در روز غدير
امام شناسى (فارسى) — صفحة 535 | السيد محمد حسين الطهراني