تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 528

مساهمون:

ص٥٢٨
همانند شخص خبير ، به حقيقت مطلب آگاه نمىكند . » و از جمله منقولات از ابن عبد البرّ آن است كه : وى گفته است : اين احمد ، از شيبانىها بوده است ، ساكن بغداد شد ، و فقيه و محدّث بود ، و اطّلاع بر علم حديث و عنايت به آن و به طرق آن بر او غلبه پيدا كرد . مردى فاضل و زاهد ، و كم خواه ، و اهل ورع و تديّن بود . و در كتاب « رياض العلماء » وارد است كه او در عصر امام محمد بن على التّقى عليه السّلام بود . بدانجا مراجعه كن ! و دانستى كه : وفات احمد در زمان مولانا الهادى أبى الحسن النَّقى عليه السّلام بود ، و او مقدارى از زمان متوكل ملعون را ادراك نموده بود . و در « ارشاد القلوب » ديلمى است كه احمد بن حنبل شاگرد مولانا الكاظم عليه السّلام بوده است همانطور كه ابوحنيفه شاگرد امام صادق عليه السّلام بوده است . و بنابراين او در طبقهء مولانا الرِّضا عليه السّلام بوده است ، اگرچه از أئمّهء اهل بيت معصومين - صلوات الله عليهم أجمعين - چهار نفر را ادراك نموده است .

داستان برخورد مرد قصاص با احمد و ابن معين

( تا مىرسد به اينجا كه مىگويد : ) و از جملهء طرائف اخبار اين مرد به نقل بعضى از مُصَنِّفين از فاضل طَيِّبى مشهور از جعفر بن محمد طَيالسى آن است كه : وى گفت : يحيى بن معين كه از أخصّ خواص احمد بن حنبل بوده است ، با وى در مسجد رصافهء بغداد نماز مىخواندند . در اين حال يكى از قصّه‌گويان و داستانسرايان ( قَاصّ ) در مقابل آنها ايستاد و گفت : حديث كرد براى ما احمد بن حنبل ، و يحيى بن معين ، آن دو نفر گفتند : حديث كرد براى ما عبد الرَّزاق و گفت : حديث كرد براى ما مَعْمَر از قَتَاده از أنَس كه او گفت : رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم گفت : « هر كس بگويد : لَا إلَهَ إلَّا اللهُ خلق مىشود براى او از هر كلمهء آن ، پرنده‌اى كه منقارش از طلا ، و پرهايش از مرجان است . » و شروع كرد در قصّهء طويلى . احمد شروع كرد به يحيى نگريستن ، و يحيى به احمد و گفت : آيا اين حديث را تو براى او گفته‌اى ؟ ! ابن حنبل گفت : سوگند به خداوند كه من اين حديث را تا به حال نشنيده‌ام ! هر دو نفر ساعتى سكوت كردند ، تا آن مرد داستانسرا از گفتارش باز ايستاد .