كرديم - گويد : مادرش از مَرْو خراسان در حالى كه به وى آبستن بود خارج شد ، و او را در بغداد در ماه ربيع الاوَّل سنهء صد و شصت و چهار زائيد . و برخى گفتهاند : در مرو زائيد و او را شيرخواره به بغداد آورد . و وى امام محدِّثين بود . كتاب خود : « مُسْنَد » را تصنيف كرد ، و در آن گرد آورد مقدار احاديثى را كه امكان آن براى احدى از محدّثين نبود . و نقل است كه : او هزار هزار حديث حفظ داشته است ، و از خواصّ اصحاب شافعى بوده است ، و پيوسته ملازم وى بود تا شافعى به مصر كوچ كرد .
ابن خلَّكان در حق او از زبان شافعى گويد : من از بغداد بيرون شدم در حالى كه مُتَّقىتر و فقيهتر از ابن حنبل را در آنجا بجاى نگذاشتم .
وى را براى قول به « خَلْقِ قرآن » فرا خواندند و او اجابت نكرد . پس او را زدند و حبس نمودند و وى بر امتناع آن اصرار داشت . احمد بن حنبل نيكو چهره و متوسّط القامَة بود . با حناء خضابى ملايم مىنمود . و در محاسنش موهاى سياه كمى پيدا بود . « 1 » صاحب « روضات » مىرسد بدينجا كه مىگويد :
قول احمد بن حنبل به قديم بودن قرآن
و بايد دانست كه اين احمد از قائلين به قديم بودن كلام نفسى بود و ازاينجهت از ملتزمين به تعدّد قدماء بود ، همانطور كه مذهب اشاعره از عامّه بدين گونه مىباشد . و شديداً قول به مخلوقيّت قرآن را براى خداى تعالى انكار مىنمود مانند آنان كه از فلاسفه قول به حدوث هيولاى نفسانيّه را انكار كردند و اعتنا به مداليل آيه و اخبار نكردند .
و از اين دو اشتباه ، أجلّهء از ماهرين اصحاب ما در اصول اعتقادات بما لا مزيد عليه پاسخ گفتهاند . و در احاديث معتبرهء ما به نقل صدوق ابن بابويه قمّى رَحمهاللهُ در كتاب « توحيد » و غيره ، براى تو موجبات زيادتى بصيرت در بطلان اين مذهب فراوان است .
هامش
( 1 ) مطالب منقولهء از ابن خلّكان همگى در « وفيات الأعيان » طبع دار صادر و تحقيق دكتر احسان عباس ، ج 1 ص 63 و ص 64 وجود دارد .