ابو يوسف در سنهء 182 بمرد . و پس از وى امام محمد بن حسن در سنهء 188 بمرد . و هارون الرَّشيد در سنهء 193 بمرد و مردم با مأمون به خلافت بيعت كردند . و آوازهء محبّت او با علويّين و عطوفت وى با آنها همه جا را گرفت .
وفات شافعى و برخى از اشعار او
شافعى ديد كه بايد به بغداد برگردد ، و چون برگشت يك ماه در آنجا درنگ كرد و به درس اشتغال يافت و در 28 شوّال سنهء 198 وارد مصر شد و در آنجا بماند تا وفات كرد .
و در شب جمعهء اخير از شهر رجب سنهء 204 رحلت يافت . و فردا مراسم تكفين و تدفين او به عمل آمد . بعد از نماز عصر جنازه را بيرون آوردند ، و چون به خيابان سَيِّدَه نَفِيسَه - كه امروز بدان اسم معروف است - رسيد سيّده نفيسه بيرون آمد و امر كرد تا جنازه را در خانهء او وارد كردند ، و بر آن نماز خواند و طلب ترحّم نمود . سپس جنازه را حركت دادند تا به قرافهء صُغْرى رسيدند و در آنجا دفن كردند .
از جمله اشعار شافعى در معنى حُريّت و لزوم قناعت ، و ذلّت ملازم با سؤال و طلب اين است :
الْعَبْدُ حُرٌّ إنْ قَنِعْ * الْحُرُّ عَبْدٌ إنْ قَنَعْ 1 « 1 »
هامش
را باطل كردى ! و از آن زمان شافعى شروع كرد به نگاشتن كتاب سهو براى نماز . خداوند به او گشايش داد و آن كتاب بزرگى گرديد . و نام كتاب را « زعفران » گذارد به جهت آنكه نام جوانى كه در نماز سهو كرده بود زعفران بود و اين كتاب را حسن بن محمد زعفرانى و احمد بن حنبل روايت نمودهاند و به كتاب « الحجّة » معروف شد و اين يكى از كتب قديمهاى است كه شافعى در عراق تصنيف كرد . و در مصر نيز كتاب « الرّسالة » را تصنيف نمود و آن اوّلين كتابى است كه در فقه و معرفت ناسخ و منسوخ نوشته شده است بلكه اوّلين كتابى است كه در اصول حديث نگارش يافته است . و أيضاً كتابى تصنيف نمود به نام « جماع العلم » و در آن از سنّت دفاع كرد دفاع نيكوئى و اثبات كرد ضرورت حجيّت سنَّت را در شريعت . و كتاب « الامّ » و « الاملاء الصّغير » و و « الامالى الكبرى » و « مختصر المزنى » و « مختصر البويطى » و غيرها . و كتاب « الرّسالة » و كتاب « جماع العلم » را شيخ احمد محمد شاكر تحقيق و نشر كرده است .
( 1 ) قَنِعَ - - قَنَعاً و قَنَاعَةً و قُنْعَاناً : رضى بما قسم له . قَنَعَ - - قُنُوعاً : سأل و تذلّل .