بركت و مِنّتى كه خداوند بر ما از شما خاندان نهاده است جوابش را حاضر مىبيند .
امّا گهگاهى مسألهاى بر ما وارد مىگردد كه نه از تو و نه از پدرانت در آن چيزى نرسيده است .
ما نظر مىكنيم به بهترين از مسائلى كه در نزد ما مىباشد ، و به موافقترين چيزهائى كه از شما به ما رسيده است و طبق آن عمل مىكنيم ؟ !
حضرت فرمود : هيهات ، هيهات كه اين كار درست باشد ! سوگند به خدا اى ابن حكيم كه هلاك شده است آن كس كه هلاك شده است به واسطهء اين امور .
ابن حكيم گفت : پس از اين حضرت فرمود : لَعَنَ اللهُ أبَا حَنِيفَةَ كَانَ يَقُولُ : قَالَ عَلِىٌّ وَ قُلْتُ ! « 1 » « خدا لعنت كند ابو حنيفه را ! اين طور بود كه مىگفت : على چنان گفت و من چنين مىگويم . »
و همچنين كلينى با سند خود روايت مىكند از ابو شَيبة كه گفت : شنيدم از امام جعفر صادق عليه السّلام كه مىگفت : ضَلَّ عِلْمُ ابْنِ شُبْرُمَة عِنْدَ الْجَامِعَةِ : إمْلَاءُ رَسُول اللهِ صلّى الله عليه و آله و سلّم وَ خَطُّ عَلِىٍّ عليه السّلام بِيَدِهِ . إنَّ الْجَامِعَةَ لَمْ تَدَعْ لِاحَدٍ كَلَاماً . فِيهَا عِلْمُ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ . إنَّ أصْحَابَ الْقِيَاسِ طَلَبُوا الْعِلْمَ بِالْقِيَاسِ ، فَلَمْ يَزْدَادُوا مِنَ الْحَقِّ إلَّا بُعْداً . إنَّ دِينَ اللهِ لَا يُصَابُ بِالْقِيَاسِ . « 2 »
« علم ابن شُبْرُمه در برابر جامعه گم است . جامعه به املاء پيغمبر خدا و به دستخطّ خود على عليه السّلام مىباشد . تحقيقاً جامعه براى أحدى سخنى باقى نگذارده است در آن علم حلال و حرام است . عمل كنندگان به قياس علم را از راه قياس طلبيدهاند ، بنابراين اينگونه عمل راهشان را به حق دور كرده است . تحقيقاً دين خدا را نمىتوان با قياس به دست آورد . »
و همچنين كلينى از جمله با سند خود روايت مىكند از زُرَارَة كه گفت : من از امام
هامش
( 1 و 2 ) « اصول كافى » ، ج 1 ص 56 و ص 57 .