من گفتم : فدايت شوم . مردى است از اهل كوفه داراى رأى و بصيرت و نفوذ كلمه !
حضرت فرمود : شايد اين مرد همان كس است كه اشياء را با رأى خود قياس مىنمايد !
سپس فرمود : اى نُعْمان ! مىتوانى براى سر خودت قياسى بگيرى ؟ !
ابو حنيفه گفت : نه !
حضرت فرمود : من تو را چنان نمىيابم كه بتوانى چيزى را قياس نمائى ! فَهَلْ عَرَفْتَ الْمُلُوحَةَ فِى الْعَيْنَيْنِ ، وَ الْمَرَارَةَ فِى الاذُنَيْنِ ، وَ الْبُرُودَةَ فِى الْمِنْخَرَيْنِ ، وَ الْعُذُوبَةَ فِى الْفَمِ ؟ ! « آيا دانستهاى سرّ اينكه خداوند در چشمان آب شور ، و در گوشها آب تلخ ، و در سوراخهاى بينى آب خنك ، و در دهان آب شيرين قرار داده چيست ؟ !
گفت : نه ! حضرت فرمود : آيا دانستهاى كلمهاى را كه اوَّلش كفر و آخرش ايمان است چيست ؟ !
گفت : نه ! ابن أبى ليلى گفت : جُعِلْتُ فِدَاك . ما را در آنچه توصيف نمودى در نابينائى جهالت رها مكن !
حضرت فرمود : نَعَمْ ، حديث كرد براى من پدرم از پدرانش عليهمالسلام كه رسول خدا فرمود : خداوند چشم آدمى را از دو قطعه پيه آفريد ، و در آن مزهء شور را قرار داد . و اگر اين طور نبود آنها ذوب مىگرديدند . و هيچ چيزى از قَذَى ( ميكروبات و كثافات ) در چشم نمىروند مگر آن را از بين مىبرد . و شورى پيه چشم موجب مىشود كه آنچه را كه در چشم از ميكروبات و كثافات بريزد به بيرون افكند .
و در گوش آدمى تلخى را قرار داده است تا حاجب مغز و دماغ بوده باشند ، هيچ جنبندهاى داخل گوش نمىشود مگر آنكه راه خروجش را مىجويد ؛ و اگر اين طور نبود خود را به مُخّ و مغز سر مىرسانيد و آن را فاسد و تباه مىنمود .
و در سوراخهاى بينى برودت را نهاده است تا حجاب دماغ باشند ، و اگر اين طور نبود مُخّ و مغز سر سيلان مىكرد و پائين مىآمد .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 502
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٥٠٢