و او هميشه بدون دندان ثنايا مىباشد . »
و جَوْهرى در مادّهء سَ نَ نَ در قول شاعر در وصف إبِل آورده است :
فَجَاءَتْ كَسِنِّ الظَّبْىِ لَمْ أرَ مِثْلَهَا * سَنَاءَ عَلِيلٍ أوْ حَلُوبَةَ جَائعِ
« آن شترهاى ديه آمدند در حالى كه دندانهايشان افتاده بود مانند دندان آهو كه اصلًا در قسمت جلو دندان ندارد و مانند آنها نديده بودم كه آن شترها مركوب خوبى ( يا شفائى ) براى بيمار ، و شير دهندهاى براى گرسنه بودند . »
أىْ هِىَ ثَنِيَّاتٌ ، لِانَّ الثَّنِىَّ هُوَ الَّذِى يُلْقِى ثَنِيَّتَهُ ، وَ الظَّبْىُ لَا تَنْبُتُ لَهُ ثَنِيَّةٌ قَطٌّ فَهُوَ ثَنِىٌّ أبَداً . « 1 » « يعنى آن شتران دندانهاى جلو و ثنايا را مىافكندهاند . چون ثَنىّ آن حيوانى است كه دندانهاى ثناياى خود را افكنده است . و آهو اصولًا براى او دندان ثنايا هيچ گاه نمىرويد . بنابراين او هميشه ثَنِىّ مىباشد ( بدون دندان پيشين . )
ابن شُبْرُمَه مىگويد : من با أبوحنيفه بر جعفر بن محمد الصّادق وارد شديم ، و من گفتم : اين مرد فقيهى است از اهل عراق !
امام صادق گفتند : بايد همان كس باشد كه دين را با رأيش قياس مىكند ! آيا او نُعمان بن ثابت نيست ؟ !
ابن شبرمه مىگويد : من تا آن روز از اسم ابوحنيفه به عنوان نُعمان مطّلع نبودم .
ابو حنيفه گفت : آرى من همان مرد مىباشم . أصْلَحَكَ اللهُ !
امام جعفر گفتند : اتَّقِ اللهَ ، وَ لَا تَقِسِ الدِّينَ بِرَأيِكَ ، فَإنَّ أوَّلَ مَنْ قَاسَ بِرَأيِهِ إبْلِيسُ
هامش
در مقدّم دهان است ، نه رباعيات كه چهار عددند و ميان چهار دندان ثنايا و دو دندان أنياب واقعند .
( 1 ) « صحاح اللّغة » ، طبع بولاق سنهء 1282 قمريه ج 2 ص 384 . و گويد : شاعر اين ابيات را در وصف ديهء مأخوذه انشاء كرده است . و در « حياة الحيوان » با ضبط شفاء عليل مىباشد و در اصل صحاح سناءَ قتيلٍ و در « لسان العرب » ج 13 ص 220 ستون چپ گويد : اين بيت از ابو جرول جُشمى است و اسمش هند مىباشد و اين بيت را در مرثيهء مردى از اهل عاليه سروده است كه اولياى دم او حكم به ديه نمودند و همهء ديه را شتران ثُنْيان مأخوذ داشتند آنگاه آنچه را كه جوهرى در « صحاح » آورده است او در اينجا ذكر مىنمايد .