تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 500

مساهمون:

ص٥٠٠
سُدىً
. « 1 » « آيا انسان چنين مىپندارد كه ما او را يله و رها گذارده‌ايم ؟ ( و امرى و نهيى به او نمىنمائيم ؟ ) » . و آنچه من به خاطر دارم در معنى سُدَى در ميان اهل علم به قرآن خلافى نيست كه : مراد آن كس است كه به او أمر نمىشود و نهى نمىشود . و كسى كه فتوى دهد و يا حكم كند به آنچه كه بدان مأمور نشده است تحقيقاً به خود اجازه داده است كه خود را در معانى سُدَى قرار داده باشد ، در حالى كه خداوند به او اعلام كرده است كه او را سُدَى نخواهد گذاشت ، و چنين مىداند كه مىتواند بگويد : من آنچه را كه بخواهم مىگويم . و ادّعا نموده است آنچه را كه قرآن بر خلافش در اين مورد نازل شده است و در سُنَن وارد گرديده است ، و بر خلاف منهاج پيامبران صلّى الله عليهم ( و آلهم ) و سلّم أجمعين رفته ، و مخالفت جميع احكامى را كه جماعتى از پيامبر روايت كرده‌اند نموده است . « 2 » بالجمله از ضروريّات مذهب شيعه بطلان و حرمت حكم و فتوى از روى رأى و اسْتِحْسان و قياس است « 3 » البته همانطور كه اشاره شد قياس غير علمى و احتمالى .
هامش
( 1 ) . آيه 36 ، از سوره 75 : قيامت . ( 2 ) « الامّ » تأليف محمد بن ادريس شافعى ، طبع اوّل ، سنهء 1381 هجريّهء قمريّه ، شركة الطباعة الفنّية المتّحدة ، ج 7 ص 298 . ( 3 ) جوينى بعد از شرح مفصّلى در كيفيّت اخذ قياس نزد شافعى و با تعيين سلسله مراتب و درجاتى در تنقيح احكام شرعيّه كه در كتاب « مغيث الخلق » تا قبل از صفحهء 43 بيان كرده است ، آنگاه در ص 43 گويد : اين دقت نظر شافعى و وجه تصرّفات او در تفاريع اوست كه اين ترتيب را مقرّر كرده است و اين مراتب را مراعات نموده است . و اما ابو حنيفه ميان معاملات و مناكحات ، تسويه برقرار نموده است . و بين تكبير و عبادات و قرآن معجز نازل شده از نزد ربّ السموات و الارض فرقى نگذارده است و گفته است : بيع منعقد مىشود به غير لفظ بيع ، و نكاح به غير لفظ نكاح ، و تكبير بدون لفظ آن و قرآن به غير نظمش حتى اگر به فارسى در نماز قرآن بخواند نمازش منعقد است ، و اين رويّه و نظريّه ، مزج فنّى است به فنّ ديگر ، و خلط دسته‌اى است به دستهء ديگر ، و به نسيان سپردن دقائق مىباشد . بنابراين شافعى در امر قياس نظرش تمام‌تر و دقّتش