تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
3 - اگر محبّت به وَلى ( على مرتضى ) رَفْض به حساب آيد ، بنابراين من رافضىترين بندگان خدا هستم » .

شافعى ، عامى مذهب و معتقد به خلفا بوده است

از آنچه بيان شد پيداست كه : شافعى حضرت امام على أمير المؤمنين عليه السّلام و أبناء طاهرين او را در كمال عُلُوّ و ارتقاء مىبيند و به آنان عشق مىورزد ، و امَّا اينكه به طورى بوده است كه خود را در تحت ولايت آنان قرار دهد و از غاصبان خلافت : ابو بكر و عمر تبرّى جويد ، اين طور نبوده است بلكه براى ايشان فضيلت قائل است و آنان را خليفهء نخستين و دومينِ پيامبر مىداند ، و براى عثمان نيز منزلت و فضيلتى را قائل است ، چنان كه از ربيع بن سليمان ابياتى شنيده شده است كه سرودهء شافعى بوده و او آن را حكايت نموده است : « 1 »
هامش
( 1 ) و از جمله ايرادهائى كه همگى بر شافعى گرفته‌اند ، فتواى او به جواز نكاح دختر مردى است كه از نطفهء او از راه زنا متولّد شده است . شافعى مىگويد : چون زنا نسب را باطل مىكند ، و زنازاده رابطه‌اى با پدر و مادر از جهت ارث و رويت نظر و ما شابههما ندارد بنابراين شرعاً عنوان بنت ( دختر ) بر او صادق نيست و آيه كريمهءحُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ وَ بَناتُكُمْ( آيه 23 از سورهء 4 : نساء ) شامل آن نمىشود و شخص زناكار مىتواند وى را نكاح كند . مخالفان شافعى از جمله طائفهء حقّهء اماميّه مىگويند : آيه حرمت نكاح بر روى عنوان بِنْت آمده است و بر دختر متولد از زنا عنوان بنت صادق است و در عرف و لغت به او دختر مىگويند لهذا نكاح او حرام مىباشد ، و رفع يد از بعضى از احكام بنت مثل ارث و رؤيت نظر شرعاً او را در لغت از عنوان دختر بيرون نمىبرد . فلهذا آن احكام به طور تخصيص بجاى خود صحيح است و عنوان بنت هم در قرآن بجاى خود صحيح است و نكاح با وى حرام . در كتاب « الفصول المختارة » كه به املاء شيخ مفيد و تقرير سيد مرتضى است در ج 1 ص 137 و ص 138 گويد : ابوحنيفه مىگويد : اگر مردى زنى را تزويج كند و سپس به دنبال عقد نكاح بدون فاصله وى را طلاق دهد و زن پس از شش ماه فرزندى بزايد ، اين فرزند ملحق به اين مرد مىشود اگرچه با او مجامعت و آميزش نكرده است و با وى خلوت نكرده است بلكه صيغهء عقد را پدر زن جارى ساخته و مرد در همان مجلس او را طلاق داده باشد . لهذا ابوحنيفه به اين مرد ، غير پسر او را ملحق كرده است . و نيز گفته است : اگر مردى كه در مصر است زنى را كه در بغداد است براى خود عقد كند و سپس اين زن در حالى كه مرد هنوز در مصر است و از آنجا بيرون نيامده است بچه‌اى بزايد ، اين بچه از آن مرد است . و شافعى بر ضدّ اين مطلب فتوى داده است . وى مىگويد : اگر مردى دختر باكره‌اى را آبستن كند و