مىدارند و با آن معاملهء طهارت مىنمايند همچون نصارى و مُلْحِدين ، هيچ گاه ديده نشده است كه با آن معاملهء حلّيّت كنند و آن را بخورند .
لهذا علّت عدم بيان حرمت اكل لحم كَلْب در قرآن كريم ، عدم متعارف بودن آن مىباشد به طورى كه اگر از حرمتش ذكرى به ميان مىآمد بيانِ حرمتِ امر بديهى و زائد و غير شايسته تلقّى مىشد .
و ثانياً عذاب قوم لوط به واسطهء اين عمل شنيع بود ، بيان شناعت آن در قرآن مجيد آمده است با تعبيراتى كه به طور اطلاق و عموم اين فعل قبيح و زشت را با مردان مىرساند چه غلامِ شخص باشد يا نباشد :
وَ لُوطاً إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الْفاحِشَةَ ما سَبَقَكُمْ بِها مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعالَمِينَ . أَ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبِيلَ وَ تَأْتُونَ فِي نادِيكُمُ الْمُنْكَرَ فَما كانَ جَوابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قالُوا ائْتِنا بِعَذابِ اللَّهِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ
. « 1 »
ملاحظه مىگردد در اين دو آيه با چه تعبير شديد و كوبندهاى اين عمل را محكوم كرده است : عبارت
« الْفاحِشَةَ »
و خصوصيّت «
ما سَبَقَكُمْ بِها مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعالَمِينَ
» ، و عبارت « إتْيَانُ الرِّجَال » ، و عبارت «
تَقْطَعُونَ السَّبِيلَ
» ، و عبارت «
تَأْتُونَ فِي نادِيكُمُ الْمُنْكَرَ
» همه و همه به خوبى مىرساند كه : اين فعل شنيع به قدرى از مراتب وقاحت و قباحت را حائز مىباشد كه هر عقل و وجدانى به طور عموم و اطلاق ، حكم به تحريم آن مىنمايد .
بنابراين آيه ، در جملهء
« قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ
. . .
وَ الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ ، إِلَّا
هامش
( 1 ) آيه 28 و 29 از سورهء 29 : عنكبوت : « و ما لوط را فرستاديم زمانى كه به قوم خود گفت : شما تحقيقاً كار قبيحى را انجام مىدهيد كه تا به حال در عالميان كسى بر شما در اين عمل پيشى نگرفته است . آيا شما بر مردان ورود مىكنيد ، و راه را مىبُريد ، و در مجلس خود فعل منكر بجاى مىآوريد ؟ ! پاسخى قومش به او ندادند مگر آنكه : اگر در گفتارت راست مىگوئى عذاب خدا را براى ما بياور ! »