خواجه مالك سخنى گفت ازين باركتر * كه به نزديك خردمند مباح است غلام
بو حَنيفه به ازين گويد در باب شراب * كه ز جوشيده بخور كان نبود هيچ حرام
حَنْبَلى گفت كه گر زانكه ز غم درمانى * بستهء بنگ تناول كن و خوش باش مدام
بنگ و مى مىخور ميدر و مىباز قمار * كه مسلمانى ازين چار امام است تمام
اخبار كثيره به طريق اهل سنَّت در منع كردن از وَطْى در دُبُر زنان وارد شده ، از شرح عقائد نَسفى كه از أعاظم علماى ايشان است مستفاد مىشود كه : نزد ايشان قول به كفر فاعل آن نيز هست . لكن مشهور آن است كه : مالِك اين فعل را حلال مىدانست چنان كه ملّا عبد الرّحمن جامى در « بهارستان » به اين معنى اشاره نموده گفته است :
گفت مملوكهاى به مالك خويش * كز قفايش گرفت راه فساد
ترك اين فعل كن كه جايز نيست * نزد دين پرورانِ شرع نهاد
گفت : خامش كه شيخ دين مالك * به چنين عيش رخصت ما داد
گفت مسكين ز زير او كه : خدات * در زد و گيرِ مالك اندازاد
كلام منسوج بر اين منوال نظماً و نثراً در كتب قوم زياده از حَدِّ إحصاء نقل
هامش
وقت نماز لازم آيد . سعيد بن مسيّب و سعيد بن جُبَير گفتهاند : مباح است . دليل ما اجماع فرقهء محقّه و رواياتشان مىباشد در اين مقام . و أيضاً حسن بصرى روايت كرده است از مردانى از اصحاب النبى صلّى الله عليه و آله و سلّم از پيغمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم كه او از بازى شطرنج نهى نموده است . و نيز از پيامبر روايت شده است كه : او به قومى كه با شطرنج بازى مىنمودند مرور فرمود و گفت :ما هذِهِ التَّماثِيلُ الَّتِي أَنْتُمْ لَها عاكِفُونَ. [ 1 ] « چيست اين تمثالهايى كه شما بر آن تكيه زده و وقوف نموده ايد ؟ ! » پيامبر در اينجا آن صورتهاى شطرنج را به اصنام معبوده تشبيه كرده است . و همچنين از پيغمبر روايت شده است كه فرمود : اللَّاعب بالشِّطرنج مِنْ أكْذَبِ خَلْق الله يقول : مَاتَ و مَا مَاتَ يعنى : قولهم : شَاهْ مَاتَ . « بازى كنندهء با شطرنج از دروغگوترين خلق خداست . مىگويد : مرد ، در حالى كه نمرده است . يعنى : گفتارشان كه : شاه مرد ، دروغ است . »
- [ 1 ] ( آيه 51 و 52 از سورهء 21 : أنبياء :وَ لَقَدْ آتَيْنا إِبْراهِيمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ كُنَّا بِهِ عالِمِينَ . إِذْ قالَ لِأَبِيهِ وَ قَوْمِهِ ما هذِهِ التَّماثِيلُ الَّتِي أَنْتُمْ لَها عاكِفُونَ .-