تسامح در تهمتها مناسبت ندارد . « 1 »
8 - اجراء حدود به مجرّد اتّهام بدون بيّنه و شهادت شهود تا به جائى كه از او روايت شده است كه اگر دزدى را در حضور قاضى بياورند ، و بر عليه او ادّعاى سرقت كنند و از آن مرد قلق و ترس ظاهر شود ، و گونههايش سرخ گردد ، و رخسارش زرد شود بايد حدِّ سرقت را كه بريدن دست باشد بدون شهود بر او اجراء كرد ، چرا كه قرائن و شواهد جايگزين شهود و دلائل مىشود و همچنين در ساير عقوبتها .
با وجودى كه مىبينيم هر كس بر عليه او دعوى سرقت شود ، خواهى نخواهى رنگش تغيير مىكند بالاخصّ دربارهء مردم موثَّق و عادل و صاحبان مروّت و فتوّت . به جهت آنكه كسى كه داراى نفس أبيّه و حميّت ذاتيّه و مروّت و عصبيّت باشد ، چون بر عليه او ادّعاى زنا و سرقت گردد ، از آبرويش مىترسد و حالش دگرگون مىشود و رنگ چهرهاش تغيير مىپذيرد . « 2 »
9 - وَطْى و آميزش با غلامان خود ، و با زنها و كنيزان خود از دُبُر .
بايد دانست فتواى جواز وطى با غلام از مالك بن أنس مشهور و معروف مىباشد . ولى حقير آنچه تفحّص كردهام تا در يكى از مصادر و كتب مستنده آن را از خود مالك بيابم تا به حال موفّق نشدهام .
اشكالات جوينى بر مالك
در كتاب « المدوَّنة الكُبْرى » كه انشاء خود مالك است ، به روايت سَحْنُون بن سعيد تَنُوخى از عبد الرّحمن بن قاسم بن خالد بن جنادهء عُتْقى كه در شش مجلد « 3 » است آن را پيدا ننمودم ، و حتى در ساير كتب و رسائلى كه براى موارد اختلاف آراء ميان مذاهب گرد آمده است ، همچون « خلاف » ، و « تذكره » و ما شابههما آن را نيافتم . و شايد نمىدانم - و الله أعْلَم - سرّش اين باشد كه به قدرى اين رأى ، شنيع و قبيح
هامش
( 1 و 2 ) « مغيث الخلق » ص 77 .
( 3 ) طبع مطبعهء سعادت ، جنب محافظة مصر سنهء 1323 هجريّهء قمريّه .