تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
و ثانى ايشان در مَلا عامّ و محفل ناس در جواب زنى اقرار به جهل خود به آيات قرآنيّه و سنّت نبويّه نموده و « كُلُّ النَّاسِ أفْقَهُ مِنِّى حَتَّى الْمُخَدَّرَاتِ » را عذر ناموجّه خود ساخته . و ثالث آنها كلام الله مجيد را با آب بالاى آتش پخته ، و تابعين او كه در حقيقت اولاد ابليس پر تلبيس هستند ، در رفع قبح اين فعل شنيع و عمل قبيح ، كلام نفسى غير معقول را اختراع نموده ، و به اين جهل و قصور اغواى عامّهء كَالْهَمَجِ الرَّعَاء را نموده ، و مشكاة هدايت ، و مقباس ولايت ، و كلام الله ناطق را در زاويهء خمول و سكوت چندين سالها ساكت و خاموش كرده ، رايت ضلالت برافراشته ، و آتش حسرت بر قلوب مؤمنين برافروخته .
حكايتى كنمت بشنو و شناسا شو * كه اين حديث ز پير شريعتم ياد است مجو طهارت مولد ز دشمنان على * كه حمل مادر اين قوم از دو داماد است يكى پدر دگر ابليس كرده است دخول * ز اختلاط دو آب اين عَدوىِ حق زاد است
جائى كه اصول دين برين مبانى فاسده مرتّب شود ، فروع عمليّه را چه رسد ؟ و اگر مالك وَطْى غلام را مباح داند ، و حَنْبَلى خوردن بنگ ، هيچ جاى استبعاد نخواهد شد . چه خوش گفته بديهةً شاعر شيعى ظريف ، اين رباعى « 1 » طريف را :

جواز كشيدن بنگ و بازى شطرنج و . . . در نزد فقهاى اربعه

شافعى گفت كه شطرنج مباح است مدام « 2 » راست گفته است چنين است كه فرموده امام
هامش
( 1 ) رباعى نيست . ( 2 ) شيخ الطّائفة : شيخ طوسى - رضوان الله تعالى عليه - در كتاب « خلاف » ج 2 ص 625 از طبع كوشانپور فرموده است : فى أنّ اللّاعِبَ بالشِّطْرنج فاسِقٌ مسألهء 51 : شطرنج بازى حرام است هر قسمى كه بوده باشد ، و بازى كنندهء با آن فاسق است ، و شهادت او در محكمهء حاكم مقبول نمىباشد . مالك و ابوحنيفه گفته‌اند : مكروه است مگر آنكه ابوحنيفه آن را به حرام ملحق نموده است و هر دو گفته‌اند شهادتش مردود است ، و شافعى گفته است : مكروه است و حرمت ندارد و شهادت بازى كنندهء با آن مردود نمىباشد مگر آنكه در آن قمار ( برد و باخت ) باشد و يا موجب ترك نماز گردد تا وقت نماز متعمّداً بگذرد ، و يا آنكه اگر هم متعمّد نباشد ولى با تكرار ، خروج