تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
حجّ و جهاد و صلوة و زكات و ساير امور طبق امر خليفهء ناحق صورت مىگرفت ، و اوامر از ناحيهء او صادر مىگشت و رأى نهائى و فتوى از آن او بود . آنها نيز عالم به جميع مسائل و خصوصيّات آن نبودند ، و چه بسيار اشتباه و خطا از آنها ظاهر مىگرديد ، و چه بسيار در موضوعات مختلفه‌اى امر را طبق پسند خود تغيير مىدادند ، و خلاف عمل به ظاهر قرآن را منكر نمىشمردند ، و خلاف سنَّت پيامبر رفتار مىكردند و صريحاً عَلَى رُووسِ الأشهاد اجتهاد در برابر نصّ مىنمودند . و اين خلافها را به عنوان رأى خليفه و امام بر امَّت تثبيت مىكردند و باقى مىگذاردند . و لهذا ديده مىشد : رأى خليفه به جاى آيه قرآن نشسته و به جاى دستور العمل و وصيَّت و سنَّت و منهاج پيغمبر قرار گرفته است . جميع مردم عمل به قرآن را در اين موارد ترك ، و عمل به دستورات رسول اكرم را ناديده مىگرفتند ، و طبق أمريّهء صادره ، و فرمان مَقْضِىّ از مقام خلافت ( خلافت جائرهء جابرهء غاصبهء مَنْ درآوردى ) عمل مىكردند . جنگهاى خلفاء و غنائم و اموال سرشارى كه مىآورده‌اند ، شوكت فرماندارى ، و ابَّهَت فرماندهى ، و قعقعهء سيوف و سلاح ، و پرش تير و سنان ، و همهمهء مردان غازى ، و حمحمهء اسبان تازى ، و اهتزاز باد در لابلاى پرچمهاى فرماندهان ، و رايات و عَلَمهاى سركردگان ، چشم همه را كور و گوش همه را كر نموده ، و قدرت تعقّل و ادراك را از دلها ربوده ، و انديشه و تفكّر را از ذهنها بيرون انداخته بود . كيست كه بيايد و فرمان خلاف اين سلطان مالك الرِّقاب را با قرآن تطبيق نمايد ؟ ! و يا أمريّهء صادرهء از او را با سنَّت سَنيّهء پيامبر بسنجد ؟ ! و يا لاأقلّ احتمال ضعيفى هم در بطلان آنها بدهد ، و ببيند و بشنود و تفكّر كند و بينديشد و با چشم بصيرت دل خود شاهد خلاف گردد ؟ و از خلاف دست بردارد ، و طبق حق و قول حق و امرحق و سنّت حق ، و منهاج و منهج حق حركت نمايد ؟ كيست كه دنبال على برود ؟ ! و آن مرد شكست خوردهء در كنج منزل منزوىشدهء بيل و كلنگ به دست گرفته ، و زارع نخلستان و آبيار قنات را در بيابان پىجوئى كند ؟