شافِعى ، راهى را كه امام صادق عليه السّلام به سوى آن دين قويم اختيار نمودند ، به نام مذهب جعفرى گرديد .
در زمان رسول اكرم صلّى الله عليه و آله ، دين داراى مذاهب مختلفهاى نبود . همگى از راه خود رسول الله مىرفتند و از وى تبعيّت مىنمودند و به ظاهر احكام اكتفا مىكردند . دستهاى خاصّ به نام شيعه بودند كه از راه و روش مولى الموحّدين أميرالمؤمنين عليه السّلام طبق دستور رسول خدا حركت داشتند . اينان واقف به روح ولايت و سِرِّ نبوّت بودند ، و علاوه بر احكام ظاهريّهء اسلام از حقايق و اسرار آن و از رموز و معانى آن مطّلع گرديده بودند .
و اينان عامل به سنَّت بودند كه رسول خدا طبق گفتارش پيروى و تبعيّت از أميرالمؤمنين عليه السّلام را واجب نموده و او را وصىّ و خليفه خود فرموده بود .
تا زمان امام صادق عليه السّلام فقه عامّهء مردم ، فقه عامّه بود
پس از رحلت رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم كه خلافت بر محورى ديگر رفت و أمير المؤمنين عليه السّلام را كنار زدند ، و خودشان در مسند خلافت نشستند ، چون غير از ظاهر احكام چيزى نمىدانستند و از امامت و خلافت جز عنوان رياست و تقدّم ظاهرى و فرماندهى چيزى را ادراك نمىنمودند ، لا جرم دين به صورت قوانين و اصول ظاهريّه از آنِ ايشان گرديد ، و اكثريّت هم طبق قاعدهء : « النَّاسُ عَلَى دِينِ مُلُوكِهِمْ » از آن منهج پيروى كردند ؛ و به صورت اصول و اسُس ظاهريّه و باطنيّه از آنِ أميرالمؤمنين عليه السّلام شد . و پيروان آن حضرت كه شيعهء على محسوب مىگشتند همچون سلمان فارسى و ابوذر غفارى و عمّار ياسر و مقداد بن اسود و حذيفة بن يمان و غيرهم از پيروان و شيعيان وى بودند ، و در احكام و تفسير و قرآن و مشورت در مهامّ امور به رأى او رفتار مىكردند ، و حضرت أميرالمؤمنين عليه السّلام هم براى حفظ كيان اسلام از حقّ خويشتن گذشتند ، ولى به گروه مخالف ارائهء طريق مىكردند ، و در مشكلات علمى و فقهى به دادشان مىرسيدند ، و براى درهم نشكستن صفوف مسلمين به نمازشان حضور مىيافتند . و خلاصهء امر در جميع امور هوايشان را از پشت سر داشتند .