تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
اصحاب مرا اصحاب مرا درياب ! به من گفته مىشود : تو نمىدانى پس از تو چه حوادثى را به جاى آورده اند ! پس من مىگويم همانطور كه عبد صالح عيسى بن مريم - على نبيّنا و آله و عليه السلام - گفت : و من بر ايشان شاهد و حاضر و ناظر بودم در هنگامى كه زنده بودم ، امّا وقتى كه تو مرا به سوى خودت بردى تو بودى كه مراقب و محافظ افعالشان بودى ، و تو تحقيقاً بر همه چيز مراقبت و نظارت و حضور دارى ! اگر آنان را نيامرزى و به عذابت تعذيب فرمائى ايشان بندگان تو هستند ، و اگر آنان را مورد مغفرتت قرار دهى پس تو تحقيقاً داراى عزّت و استقلال و حكمت و اتقان در عمل مىباشى و همهء كارهايت از غفران و تعذيب براساس عدم فتور و رخنه در ربوبيّت ، و عدم وهن در حكومت تو خواهد بود . رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم مىفرمايد : پس در آن حال به من گفته مىشود : ايشان پيوسته و هميشه بر روى دو پاشنه‌هاى پاى خودشان به عقب و به سمت قهقرى حركت كردند از وقتى كه تو از آنها مفارقت نمودى ! » علماء گفتند : اى يُوحَنّا ، اينكه تو بر آن استدلال مىدارى دلالت دارد بر ارتداد بعضى از صحابه و دلالت ندارد بر آنكه آن بعض ، خصوص أبُوبَكر و عُمَر و أتباعشان بوده باشند ! و تو چه مىدانى كه علّت كارشان چه بوده است ؟ ! و آنچه آنان را جرأت داده است و مجاز شمرده است تا آنكه آن كارها را انجام دهند چه چيزى مىباشد ؟ ! يوحنّا گفت : آنچه ايشان را بدين امور جرأت داده است و كشانيده است أئمّهء خود شما و علماى خود شما مىباشند أمثال بُخارى و مُسْلِم . چون ايشان روايت كرده‌اند كه : وقتى كه رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم رحلت كرد ، فاطمه سلام الله عليها فرستاد نزد أبوبكر و ميراث خود را از پدرش از « فدك » و آنچه را كه از « خمس خَيْبَر » باقى مانده بود مطالبه كرد . ابو بكر از آنكه چيزى را به وى برگرداند امتناع نمود . فَوَجَدَتْ فَاطِمَةُ عليها السلام عَلَى أبِى بَكْرٍ وَجْداً شَدِيداً وَ هَجَرَتْهُ ، وَ لَمْ تُكَلِّمْهُ حَتَّى مَاتَتْ