تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
آن فرستاده گفت : امير مىگويد : رَجُلٌ سَرَقَ وَدِيّاً فَمَا تَرَى ؟ « مردى نهال خرما دزديده است ، نظر تو دربارهء او چيست ؟ ! » ابو حنيفه بدون درنگ و شكّ و ترديد در كلام گفت : اگر قيمتش ده درهم است دست او را قطع كنيد ! آن مرد رسول بازگشت . من به ابو حنيفه گفتم : أ لَا تَتَّقِى اللهَ « آيا تقواى خدا را پيشه نمىسازى ! » حديث كرد براى من يحيى بن سعيد از محمد بن يحيى بن حبان از رافِع بن خَديج كه رسول خدا صلى الله عليه ( و آله ) و سلّم گفت : لَا قَطْعَ فِى ثَمَرٍ وَ لَا كَثَرٍ . « در دزديدن ميوه و در دزديدن جُمَّار خرما - يا طَلْعِ خرما - نبايد دست دزد را بريد . » فوراً برخيز و مرد را درياب كه دستش بريده مىگردد . أبو حنيفه بدون ترديد و درنگ گفت : ذَاكَ حُكْمٌ قَدْ مَضَى فَانْتَهَى ! « آن حكمى بود كه صادر شد و نافذ گرديد و به پايان رسيد » و دست مرد را بريدند . أبوعوانه مىگويد : اينچنين مردى در نزد من كتاب ندارد . « 1 » دوازدهم : با سند خود از أبو عاصم از أبوعُوانه روايت مىكند كه وى گفت : من نزد ابوحنيفه بودم ، مردى از او پرسيد : مردى « وَدِيَّه » اى ( نهال خرمائى ) را دزديده است . ابو حنيفه گفت : بايد دستش قطع گردد . من به او گفتم : يحيى بن سعيد از محمد بن يحيى بن حبان از رافع خَديج روايت مىكند كه : رسول الله صلى الله عليه
هامش
با من به نزد مروان بيائى و او را از آنچه كه از رسول خدا شنيده‌اى خبر بدهى ! رافع بن خديج با آن مرد آمد به نزد مروان و گفت : شنيده‌ام كه مىفرمود : لَا قَطْعَ فِى ثَمَر و لَا كَثَر . مروان امر كرد تا غلام را آزاد كردند . ابو داود مىگويد : كَثَر به معنى جُمَّار است و جُمَّار و جامور به طورى كه در « اقرب الموارد » آورده است عبارت است از شَحم النّخل ( مادهء سفيدى است در بن تنهء درخت خرما مانند پيه كه آن را مىخورند و آن غير از جَمارًى و جمارَى است كه آن مادهء سپيد نرم و لذيذ است مانند شير منجمد در سر درخت خرما كه آن را نيز مىخورند . ) و در « مجمع البحرين » گويد : در حديث آمده است : لا قَطْعَ فِى ثَمَر و لَا كَثَر با دو فتحه و با سكون ثاء به معنى جَمّار نخل . و بعضى گفتند : به معنى طلع خرما مىباشد . ( 1 ) « تاريخ بغداد » ج 13 ص 408 .