ثَوْرى و اصحابش ، و أحمد بن حَنْبل و اصحابش در آن اتّفاق كرده باشند ، چيست ؟ !
گفتند : اى ابوبكر در جهان مسألهاى از اين صحيحتر يافت نمىشود !
أبو بكر سجستانى گفت : تمام اين افراد ، اتّفاق نمودهاند بر ضلالت ابو حنيفه « 1 »
ششم : با سند خود از أبو مُطيع روايت كرده است كه : ابو حنيفه مىگفت : بهشت و جهنّم چون مخلوق مىباشند لهذا فانى مىگردند . ابومطيع مىگويد : سوگند به خدا دروغ گفته است . سرّاج مىگويد : سوگند به خدا دروغ گفته است . نجّاد مىگويد : سوگند به خدا دروغ گفته است ، زيرا خداى تعالى مىگويد :
« أُكُلُها دائِمٌ
» « 2 » ابن فضل مىگويد : سوگند به خدا دروغ گفته است . « 3 »
هفتم : با سند خود از أبو اسحق فزارى روايت مىكند كه گفت : من نزد ابوحنيفه مىرفتم و از مسألهء جنگ مىپرسيدم . از مسألهاى سؤال نمودم و او جوابى گفت . من گفتم : از رسول اكرم صلّى الله عليه ( و آله ) و سلّم چنين و چنان روايت گرديده است .
ابو حنيفه گفت : دَعْنَا مِنْ هَذَا . « 4 » « واگذار ما را از اين روايت رسول الله ! »
و با سند خود از على بن عاصم روايت مىكند كه : أبو حنيفه حديثى را از پيغمبر صلّى الله عليه ( و آله ) و سلّم روايت كرد و گفت : لَا آخُذُ بِهِ . « من به آن عمل نمىكنم . »
من به او گفتم : از پيغمبر صلّى الله عليه ( و آله ) و سلّم است . گفت : لَا آخُذُ بِهِ ! « 5 »
هشتم : با سند خود از يحيى بن آدم روايت كرده است كه به أبو حنيفه گفته شد : رسول اكرم صلّى الله عليه ( و آله ) و سلّم فرمودهاند : الْوُضُوءُ نِصْفُ الإيْمَانِ . « وضو گرفتن نصف ايمان است . »
ابو حنيفه گفت : بنابراين واجب است دو بار وضو بگيرد تا ايمانش كامل گردد .
راوى روايت از يحيى كه اسحق مىباشد گفت : يحيى بن آدم گفت : معنى نصف
هامش
( 1 ) « تاريخ بغداد » ، ج 13 ص 394 و ص 395 .
( 2 ) آيه 35 ، از سورهء 13 : رعد : « خوراك بهشت دوام دارد . »
( 3 ) « تاريخ بغداد » ، ج 13 ص 399 و ص 400 .
( 4 و 5 ) همين مصدر ص 401 ص 402 .