كسى كند كه در فضيلت از وى پائينتر است ؟ !
و از همين جاست كه امام عليه السّلام فرمود : لَا تَقِيسُوا ، فَإنَّ أوَّلَ مَنْ قَاسَ إبْلِيسُ !
« قياس منمائيد ! زيرا اوَّلين كسى كه قياس كرد إبليس بود ! »
و ليكن در اينجا شيطان بر ابو حنيفه و عامّه فضيلتى دارد به علّت آنكه وى با قياس أولويّت برهان خود را بنا نهاد ، و جمهور عامّه با قياس مساوات و مشابه آن احكام خود را پايه گذارى مىكنند .
مدت حمل از نظر عامه و مدت حمل شافعى
و از جمله آن است كه : در كتاب « أنْوار » خود در مقدار مدّت حمل زن ذكر كرده و گفته است : مخالفين ما در مذهب معتقدند به اينكه مدّت حمل گاهى تا چهار سال هم طول مىكشد ، و اين به جهت آن بوده است كه پدر محمد بن ادريس شافعى مسافرت نمود و مدّت طويلى از مادر شافعى دور بود . مادر شافعى وى را پس از پنج سال از سفر پدرش زاييد . چون مطلب را شافعى دريافت و حكايت را فهميد ، براى پوشش جريمهاى كه مادرش در هنگام غيبت پدرش بجاى آورده است مدت حمل زنان را پنج سال ، فتوى داد .
جمهور عامّه و مخالفين ما در مذهب اين قضيّه را نقل كردهاند . و از آنجا كه از امور غريبه و كرامات عجيبه به شمار مىآيد ، براى آن علّتى را بيان كردهاند . و حاصلش آن است كه : محمد بن ادريس شافعى در شكم مادرش اين مدت كثيره و طولانى را باقى ماند ، چون أبو حنيفه زنده بود ، و مردم به أنوار ساطعهء قياسات او مستفيد و مستضىء مىگشتند . امام شافعى حيا كرد از اينكه تا امام مُعَظَّم ابو حنيفه زنده است از شكم مادر پا به دنيا نهد .
امَّا وقتى كه أبو حنيفه بمرد و خداوند شافعى را از موت او مطّلع گردانيد ، از شكم مادر خارج شد .
بنگر به سِرِّ اين قبائح ، و به امام شافعى چگونه او تنها در ميان جميع مخلوقات خداى سبحانه و تعالى بايد بدين فضيلت متفرّد و تك باشد ؟ ! و به جان خودت سوگند : اگر ايشان مىگفتند : شافعى بچهء همسايهء پدرش مىباشد ، از اينگونه