در اين حال برخيزد براى ركعت دوم و آن را مشابه ركعت اوَّل به همين گونه انجام دهد . سپس بدون قرائت تشهّد به مقدار زمان تشهد بنشيند ، و پس از آن بادى از ما تحت خود بيرون دهد . آيا براى مسلمانى كه ايمان به خدا و روز قيامت دارد اين گونه نماز صحيح مىباشد ؟ ! و آيا درست است كه اين نماز ، مأمورٌ بها بوده باشد ؟ ! تمام شد گفتار علّامهء حلِّى . « 1 »
صاحب كتاب « إلْزَام النَّواصب » چنان كه از آن كتاب نقل شده است مىگويد : ايشان در زمان منصور مذاهب را اختيار و احداث كردهاند ، و به رأى و قياس و استحسان و اجتهاد عمل نمودهاند ، و سبب در احداث اين مذاهب آن شد كه : حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام گرداگردش چهار هزار نفر راوى مجتمع شدند كه از او أخذ علم مىنمودند .
منصور دوانيقى ترسيد كه مردم به وى ميل كنند و سلطنت را از وى بربايند ، لهذا امر كرد تا ابو حنيفه و مالك ، حضرت را در انعزال بكشند ، و مذاهبى را غير از مذهبش احداث نمايند ، و در آن به رأى و اسْتِحْسان ، و قياس ، و اجتهاد عمل نمايند .
شافعى و احمد بن حَنْبَل از آن دو پيروى كردند ، و بنابراين در فروع دين استقرار
هامش
إن لم يرفع رأسه . يعنى اگر پس از سجدهء اول سر برندارد و حفيرهاى را در موضع سجدهاش حفر كند تا پيشانى در آن قدرى نازل شود همان سجدهء دوم محسوب مىگردد و برداشتن سر ميان دو سجده از زمين لازم نيست .
( 1 ) عين اين منقول در كتاب « نهج الحقّ و كشف الصّدق » از طبع دار الهجرة قم در ص 429 و ص 430 مذكور مىباشد . و در تعليقه داستان ايراد امام الحرمين أبو المعالى جوينى را در كتاب « مُغيث الخلق فى اختيار الحق » بر نماز ابو حنيفه و قضيّهء سلطان محمود سبكتكين و قفّال مروزى را مفصّلًا همانطور كه ما ذكر كرديم از كتاب « وفيات الاعيان » آورده است و افزوده است : اين كتاب به تحقيق محمد محيى الدين عبد الحميد مفتّش علوم دينيّه و عربيّه در جامع أزهر و معاهد دينيّه بدون انكار و ايرادى در طبع اول از مطبعهء سعادت سنهء 1367 ه - 1948 م آمده است . انتهى . و حقير آن را از طبع دگر به همان عبارات با تحقيق دكتر احسان عباس ذكر نمودهام .