تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
هامش
گفت : هيهات او در أعلى علّيّين مىباشد . انتهى چگونه اين طور نباشد در صورتى كه چهل سال نماز صبح را با وضوى نماز عشاء بجاى آورده است ، و پنجاه و پنج بار حج انجام داده است ، و يكصد مرتبه خداوند خود را در خواب ديده است ، و از براى او در حجّ أخيرش قضيّهء مشهورى مىباشد : وى از پرده داران و حاجبان كعبه درخواست كرد تا بگذارند يك شب را در خود كعبه بماند . ابو حنيفه در داخل كعبه ميان دو ستون يك لنگه‌اى روى پاى راستش بايستاد و كف پاى چپش را روى پاى راستش گذارد تا اينكه نصف قرآن را ختم كرد ، و پس از آن ركوع كرد و سجده كرد و ايستاد باز يك لنگه‌اى بر روى پاى چپش و كف پاى راست را بر روى پاى چپش گذارد تا اينكه نصف ديگر قرآن را ختم نمود . و چون سلام داد گريه كرد و با پروردگارش مناجات نمود و گفت : إلَهى ما عَبدَكَ هذا العبد الضَّعيفُ حَقَّ عِبادتك ، لكن عَرَفَكَ حَقَّ مَعْرفتك ! فهَب نقصانَ خدمته لكمال معرفته ! « بار خداى من ! اين بندهء ناتوان حق عبادت تو را بجاى نياورده است ، و ليكن آن طور كه بايد و شايد به تو معرفت حاصل نموده است . بنابراين نقصان خدمتش را به واسطهء كمال معرفتش به دو ببخش و آن را ناديده بگير ! » در اين حال هاتفى از جانب بيت الله صدا زد : قَدْ عَرَفْتَنَا حقَّ المعرفة ، و قد خَدِمْتَنَا فَأحْسَنْتَ الخِدمةَ ، و قد غَفَرْنا لَكَ وَ لِمَن اتَّبَعَك مِمَّن كان على مذهبك إلى يوم القيمة ! [ 1 ] - [ 1 ] بعضى از اين اخبار را خطيب در « تاريخ بغداد » ج 13 ص 354 ذكر نموده است ، آنگاه روايات مستفيضه‌اى را در ذمّ ابو حنيفه ذكر كرده است . - « تو آن طور كه بايد و شايد به حق ما معرفت پيدا كردى ! و به تحقيق كه خدمت ما را نمودى و خدمتت را نيكو انجام دادى ، و تحقيقاً ما تو را و همگى پيروان تو را كه از مذهب حنفى تو متابعت مىكنند تا روز قيامت مورد غفران و آمرزش خود قرار داديم ! » تا آنكه مىگويد : از پيامبر عليه الصّلاة و السّلام روايت است كه : إنّ آدم افتخر بى ، و أنا أفتخر برجلٍ من امَّتى اسمه نُعمان و كُنيته ابو حنيفه و هو سِراج امَّتى . « تحقيقاً آدم بو البشر به من افتخار كرده است ، و من افتخار مىكنم به مردى از امَّتم كه نامش نُعمان و كنيه‌اش ابو حنيفه مىباشد ، و اوست چراغ امّت من . » تا آنكه گويد : مَن أحَبَّه فقد أحَبَّنى ، و مَن أبْغَضَه فقد أبْغَضَنى . « هر كس او را دوست داشته باشد مرا دوست داشته است ، و هر كس او را دشمن داشته باشد مرا دشمن داشته است . » ( اين طور در مقدّمهء شرح مقدّمهء أبو الليث وارد شده است . ) در كتاب « الضِّياء المعنوى » وارد است كه : كلام ابن جوزى مبنى بر آنكه اين حديث ساختگى و دروغ است ، درست نيست زيرا كه از تعصّب برخاسته است و به طرق مختلفه روايت شده است . جرجانى در « مناقب » خود با سندش از سهل بن عبد الله تُسْتَرى وارد كرده است كه او گفت : اگر در ميان امت موسى و عيسى يك نفر مثل ابو حنيفه بود ايشان يهودى و نصرانى نمىشدند . . .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 397 | السيد محمد حسين الطهراني