تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
يُعَذِّبَهُمْ
أو
يَتُوبَ عَلَيْهِمْ
. « 1 » و زمخشرى در تفسير گفتار خداوند متعال :
لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ
« 2 » آورده است كه : أبو حنيفه در پنهانى دأبش اين بوده است كه مردم را به نصرت زيد بن على بن الحسين رضىالله‌عنه دعوت مىكرده است ، و اموال به سوى وى گسيل مىداشته است . تا آنكه مىگويد : زنى به أبوحنيفه گفت : تو بودى كه اشاره نمودى تا پسر من با ابراهيم خروج كند و پسر من كشته شد . ابو حنيفه به او گفت : اى كاش من بجاى پسرت بودم ! و من مىگويم : و از اينجا به دست مىآيد كه : أبوحنيفه در اصول مذهب زيدى بوده است . و گويا از اينجا مىباشد كه زيديّه با حَنَفِيّه در فروع شباهت دارند به استثناى مسائل قليلى همانطور كه شريف جُرجانى در « شرح مَواقِف » بدان تصريح نموده و گفته است : و أكثر زيديّه افرادى هستند مُقَلّد كه در اصول ، به مذهب اعتزال ، و در فروع به مذهب أبو حنيفه رجوع دارند مگر در مسائل اندكى . پس از اين ، صاحب « صحيفة الصَّفاء » مىگويد : ابو حنيفه در مرَّات عديده‌اى بر أبو عبد الله جعفر الصّادق عليه السّلام وارد شده است ، و امام وى را از عمل به قياس نهى كرده‌اند و با او مُحاجّه نموده ، و او را مُفْحَم و منكوب ساخته‌اند . احتجاجات امام در دو كتاب « احتجاج » ، و « علل الشَّرائع » مذكور است . و از جمله سخنان أبو حنيفه آن بوده است كه مىگفته است : على چنين گفت و من چنان مىگويم . و نيز از سخنان اوست كه : جعفر بن محمد نمىداند و من از او أعلم مىباشم ، به علت آنكه من با رجالى ملاقات و برخورد داشته‌ام و از دهانشان مطالبى شنيده‌ام ، امّا جعفر بن محمد مردى است صَحَفى ( يعنى علومش فقط از
هامش
( 1 ) آيه 106 ، از سورهء 9 : توبه چنين است : . . .وَ إِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ: « و جماعت ديگرى هستند كه امر ثواب و يا عقابشان تأخير انداخته مىشود و به امر خداوند واگذار مىگردد . » ( 2 ) آيه 124 ، از سورهء 2 : بقره : خداوند مىفرمايد : « عهد من به ستمگران نمىرسد . »
امام شناسى (فارسى) — صفحة 395 | السيد محمد حسين الطهراني