تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
مىكشند و يا شتم و سبّ مىكنند به واسطهء إلْحادى كه دارند و انحرافى كه در آنان وجود دارد . 5 - اين است آن مرض سخت و غير قابل معالجه كه به جهت آن ، عقلهاى متمدّنين و شهرنشينان و عقلهاى بيابانيها و روستائيان همه متحيّر و راه خود را گم كرده است . 6 - حفظ ننمودند حقّ پيامبر آخر الزّمان و خاتم الرّسل محمد را در آل او ، و خداوند هم در كمينگاه ستمگران است » .

مخالفتهاى ابو حنيفه با رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم

زَمخشرى در كتاب « ربيع الأبرار » روايت نموده است كه : اسمعيل بن حمّاد نوادهء أبوحنيفه شنيد كه : يحيى بن أكثم در دولت مأمون ، در عيب‌گوئى جدّ او : ابوحنيفه قدم گذارده است . به يحيى گفت : آيا اين جزاى جَدِّ من مىباشد كه به پاس خدمتى كه به تو كرده است به او مىدهى ؟ ! يحيى گفت : چطور و كدام خدمت ؟ ! نوادهء ابوحنيفه گفت : به جهت آنكه حَدّ را از لواط كننده برداشت ، و شرب نَبيذ را حلال كرد . و نيز زَمخشرى در باب علم از « ربيع الأبرار » ذكر كرده است كه : يوسف بن اسْباط گفته است : أبو حنيفه در چهارصد حديث يا بيشتر ردّ حديث رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم را نموده است . به او گفتند : مثل چه حديثى ؟ ! گفت : رسول خدا فرمود در غنائم جنگى سهميّهء اسب را دو برابر سهميّهء مرد قرار دهند . « 1 » ابو حنيفه گفت : من سهميّهء بهيمه را بيشتر از سهميّهء مؤمن قرار نمىدهم . و رسول خدا شترها را در قربانى مكّه ( عمره و يا حجّ ) إشعار مىنمودند ، ابو حنيفه گفت : إشْعَار ، مُثْلَه مىباشد . « 2 » پيامبر فرمود : الْبَيِّعَانُ
هامش
( 1 ) قال صلّى الله عليه و آله و سلّم : لِلْفَرَسِ سَهْمَانِ وَ للِرَّجُلِ سَهْمٌ وَاحِدٌ . ( 2 ) إشعار بُدْن عبارت است از علامتى كه روى شتر مىزنند يا به آنكه پوستش را