اين حديث با تمام خصوصيّاتش در مجلد اوّل از « بحار الانوار » نقلًا از خطّ شيخنا البهائى از محمد بن مكّى شهيدرحمهالله مذكور مىباشد ، و من أيضاً آن را در كتاب « كشكول » يافتهام . پس لازم است آن را ملاحظه نمود ، و خداوند سبحانه و تعالى را بر اهتداء به متابعت رسول و آل رسول سپاس گفت . « 1 »
تتمهء احوال مالك بن انس
بارى در برخى از كتب اهل سنَّت نقلًا از حسيب داوُدى شان آمده است كه او گفته است : مالك از جعفر روايت نكرد تا زمانى كه امر بنى عباس ظاهر گشت .
و از مُصْعَب كوفى شان وارد است كه : مالك از جعفر روايت نمىكند مگر آنكه وى را با كسى ديگر ضميمه نمايد .
و از واقدى شهير آوردهاند كه او گفته است : مالك در مسجد مىآمد ، و براى نماز جمعه و نماز جنازه حاضر مىگرديد و عيادت مريضان مىكرد ، و حقوق را اداء مىنمود ، و در مسجد جلوس داشت ، و اصحابش در گِردش مجتمع بودند . سپس جلوس در مسجد را ترك نمود و فقط نماز را بجاى مىآورد و مراجعت مىكرد . سپس تمام اينها را ترك نمود . نه براى نماز در مسجد حضور مىيافت ، و نه به نماز جمعه مىرفت ، و نه به نزد كسى كه وى را مىشناخت مىرفت ، و نه حاجت كسى را برآورده مىنمود و يارانش بر همين احوال او را تحمّل كردند تا بمرد . و چه بسا از سبب آن از او سؤال مىنمودند و او در پاسخ مىگفت : همه كس قدرت آن را ندارد كه عذر خود را به زبان آورد . « 2 »
هامش
( 1 ) ما در تعليقهء ص 378 از همين مجموعه به خصوصيّات اين حديث مبارك اشاره نمودهايم ، و ذكر نمودهايم كه آن حديث را به طور تفصيل با ترجمهاش در كتاب « روح مجرد » : يادنامهء حاج سيّد هاشم حداد - روحى فداه - از ص 175 تا ص 183 نقل و ايراد نمودهايم .
( 2 ) « روضات الجنّات فى احوال العلماء و السَّادات » از طبع سنگى رحلى ، ج 4 ، ص 144 و ص 145 ، از طبع حروفى مطبعهء مهر استوار قم ، ج 7 ص 223 تا ص 227 ، تحت شمارهء 627 .