« تو خودت زيرك و فطن هستى ! آيا نمىدانى كه آهو اصلًا دندان رَباعى ندارد ! »
علّت سكوت أبو حنيفه يا طبق گفتارش عدم علم او بوده است ، يا آنكه از تصحيح سؤال امام اجتناب مىورزيده است . چقدر أدب ابوحنيفه در ميان نظيرانش عظيم بوده است ، تا چه گمان برى در جائى كه در برابر امام قرار گرفته باشد !
و در زمانى كه ابن شُبْرُمَة به تنهائى حضور امام بيايد ، و مانند دأب و دَيدن أبوحنيفه و مدرسهء كوفه از وقايع و امور غير حادث و واقع بپرسد ، امام عليه السّلام در ردّ وى از طريق أحْسَن بازگشت نمىنمايند :
ابن شبرمه روزى به محضر امام رسيد و از « قَسَامَة دم » ( مقدار شاهدى كه براى اثبات خون بايد اقامه گردد ) پرسيد . امام پاسخ وى را به كيفيّت عمل پيامبر در اين مورد ، دادند .
ابن شبرمه گفت : اگر أحياناً پيامبر بدين كيفيّت عمل نمىنمود ، گفتار در مقدار و كيفيّت آن چه بود ؟ !
حضرت جواب دادند : أمَّا مَا صَنَعَ النَّبِىُّ فَقَدْ أخْبَرْتُكَ بِهِ . وَ أمَّا مَا لَمْ يَصْنَعْ فَلَا عِلْمَ لِى بِهِ !
« أما آنچه را كه پيغمبر انجام داد من تو را آگاه نمودم ، و امّا آنچه را كه او انجام نداد من بدان علم ندارم ! »
و امام جعفر صادق عليه السّلام به اختلاف آراء فقهاء يعنى به علم فقهاى مدينه ، و علم فقهاى شام ، و علم فقهاى كوفه ، عليم و بصير است . امام دهها هزار عدد از احاديث را روايت مىكند در حالى كه آفت علمى علماى حديث در عراق ، قِلَّت و اندك بودن مقدار أحاديثى مىباشد كه آن را مسلَّم مىدانند ، تا كار به آنجا كشيد كه شافعى در پايان قرن دوم با أدلّهء متقنهء خود كه در آن نزاع نيست ، اثبات حُجِّيَّت خبر واحد ، و وضع قواعد قياس ( منصوص العلّة ) را نمود .
حسن بن زياد لُؤلُؤى نظريّهء رفيقش ابو حنيفه را دربارهء احاطهء امام جعفر صادق عليه السّلام بيان مىكند كه چون وقتى از أبوحنيفه پرسيدند : فقيهترين مردم از كسانى كه
امام شناسى (فارسى) — صفحة 381
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٨١