اما امام صادق مجد و عظمتش قبول زيادتى و نقصان را نمىكند . امام مُبَلِّغ است براى كافّهء مردمان . علمش علم جَدِّ او عليه السّلام است . امامت مرتبهء اوست . و شاگردى أئمّهء اهل سنّت از او ، زيبائى و حسن منظرى است نسبت به ايشان به واسطهء تقرّب و نزديكى با صاحب مرتبه .
عمرو بن عبيد ( متوفّى در سنهء 144 ) زعيم معتزله به نزد امام براى مناظره مىآيد . او همان كس است كه پس از آنكه أبوحنيفه يك بار در أثناء مناظره خنديد به وى گفت : اى جوان تو در مسألهاى از مسائل علم سخن مىگوئى و مىخندى ؟ ! ابو حنيفه پس از آن در مدت طول عمر خود نخنديد . و همان كس است كه هر كس وى را مىديد گمان مىكرد : از دفن پدر و مادرش مراجعت نموده است .
چون مناظرهء او با امام خاتمه يافت به امام گفت :
هَلَكَ مَنْ سَلَبَكُمْ تُرَاثَكُمْ ، وَ نَازَعَكُمْ فِى الْفَضْلِ وَ الْعِلْمِ .
« به هلاكت رسيده است كسى كه ميراثتان را از شما ربوده است ، و در فضل و علم با شما منازعت كرده است ! »
و پيشوا و مقتداى علمى خراسان : عبد الله بن مبارك حضور امام مىآيد . و وى امام فقه و يگانه مرد شجاع معركهء نبرد مىباشد . زمانى در نزد امام شاگردى كرده است و در نزد ابوحنيفه .
از امام آموخته است چيزى را كه موجب آن شده است كه در فتوح اسلامى شجاعتها و شير مردانگيهاى خود را پنهان بدارد ، به علّت آنكه آن كسى كه وى به جهت او اين نبردها و دلاوريها را انجام مىدهد ، بر احوال او اطّلاع دارد . « 1 »
هامش
( 1 ) در تعليقه گويد : در قلعهاى از قلعههاى روم فتح و گشايش آن بر مسلمانان سخت افتاد . اسب سوارى لثام بر چهره بسته متصدّى فتح آن گرديد و با فشار و هجوم وارد شد و مسلمين به دنبال او رفتند و سپس آن سوار لثام بسته در ميان مسلمين پنهان شد . بعداً چون از عبد الله بن مبارك پرسيدند سبب اخفائت چه بوده است ؟ گفت : لانّ مَن صنعتُ ذلك لاجله - سبحانه - مطّلع