تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤

شعر عبد الله بن مبارك در مدح امام صادق عليه السّلام

وى راجع به امام جعفر الصادق عليه السّلام شعرى دارد كه در آن وارد است :
أنْتَ يَا جَعْفَرُ فَوْقُ الْ * مَدْحِ وَ الْمَدْحُ عَنَاءْ 1 إنَّمَا الاشْرَافُ أرْضٌ * وَ لَهُمْ أنْتَ سَمَاءْ 2 جَازَ حَدَّ الْمَدْحِ مَنْ * قَدْ وَلَّدَتْهُ الانْبِيَاء 3 « 1 »
1 - « اى جعفر تو برتر از آن مىباشى كه تو را مدح كنند . و كسى كه در صدد آن برآيد كه تو را مدح گويد ، خود را به تكلّف و زحمت درافكنده است . 2 - همهء شريفان جهان حكم زمين پست را دارند ، و تو نسبت به ايشان حكم آسمان رفيع و عالى رتبت را . 3 - كسى كه او را پيامبران به دنيا آورده باشند ، از حَدّ مدح و ستايش تجاوز مىكند . » بالجمله اينك كه بحث ما در اطراف و جوانب شخصيّات أئمّهء اربعهء عامّه كه بدون واسطه و يا با واسطه از شاگردان امام جعفر صادق عليه السّلام به حساب مىآيند قرار گرفته است ، سزاوار است بحثى اجمالى در ترجمهء احوال اين چهار تن بنمائيم سپس در آراء و منهج و مَمْشاى آنان بحث كنيم :
هامش
عليه . عبد الله سالى براى حج بيرون شد مرور كرد به زنى كه كلاغ مرده‌اى را از جائى كه در آنجا افتاده بود بيرون مىكشيد . از علّتش پرسيد : زن گفت : خودش و شوهرش چيزى را كه بخورند نيافته‌اند . عبد الله به وكيلش گفت : چقدر نزد تو نفقه براى حج ما وجود دارد ؟ گفت : هزار دينار . عبد الله گفت : از آن بيست دينار بشمر كه براى مراجعت ما به مرو ( پايتخت خراسان ) كافى مىباشد ، و الباقى را بدين زن بده ! اين عمل از حجّ ما در اين سال أفضل است . از آنجا عبد الله برگشت و حجّ بجاى نياورد . و هارون الرّشيد روزى در رِقَّه بود و ابن مبارك به رِقَّه آمد و مردم در پشت سر عبد الله از جا كنده شده و مانند سيل روان شده بودند . امّ ولد هارون او را ديد و گفت : هذا و الله المُلْك لا مُلك هارون الّذى يَجمع النّاس بشُرطةٍ و أعوانٍ . « قسم به خدا پادشاهى اين است نه پادشاهى هارون كه مردم را به واسطهء پاسبانان و نگهبانان بر گردش جمع مىكند . » و چون عبد الله بن مبارك بمرد هارون خودش متقبّل عزا و سوگوارى وى گرديد . ( 1 ) « الامام جعفر الصّادق » صادر از الجمهوريّة مصر العربيّة المجلس الاعلى للشئون الاسلاميّة ، ص 158 تا ص 164 .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 384 | السيد محمد حسين الطهراني