سبب پيامبر و آل وى كه دائرهء كمال به تماميّت خود رسيده است حتماً بايد ) اوَّلين مراتب عقليّه در قوس نزول و قوس صعود ، حقيقت محمديّه بوده باشد .
13 - و بنابراين قياس و برهان ، و شهود و وجدان ، آنچه را كه وجود جمعىِ قلب محمد در برگرفته است از جميع آنچه را كه از علوم بر آن محتوى است ، هم قرآن جامع مىباشد ، و هم فرقان فارق .
14 - و امّا غير آن حقيقت محمديَّه ( حقيقت محمّد و آل او ) بر اين طرز نمىباشند ، زيرا تمام علوم و حِكَمى كه به ايشان عطا شده است تنها فرقان مىباشد .
15 - و همانطور كه دانسته شده است ، و در عرفان شهودى ، و حكمت استدلالى ، و شرع قويم به ثبوت رسيده است به سبب اختصاص آن حقيقت جامعه به پيامبر است كه مىفرمايد : جَوامِع كَلِم به من داده شده است . »
از مجموع آنچه ذكر شد به دست آمد كه : حقيقت ذات رسول اكرم و آل وى ، حاوى كَلِمِ جَمْعى و فَرْقى يعنى وجود جمعى در أعْلَى الْقَلَم مىباشند ، و در آنجاست كه جميع علوم و حِكَم مُنطوى است و بقيّهء انبياء و مرسلين داراى اين مرتبه از وجود نمىباشند ، و به اين حدّ از كمال قدم ننهادهاند ، بلكه علومشان علوم كليّه در عالم فرق است ، و هر كدام به اختلاف مرتبه و درجهء خود از آن علوم بهرهمند گرديدهاند . « 1 »
هامش
( 1 ) محيى الدّين عربى در كتاب « الفتوحات المكّيّة » خود ، در ج 1 ص 137 گويد : در حديث مروى از رسول الله است كه : إنّ الله يقول : لولاك يا محمد ما خلقتُ سَماءً و لا أرضاً و لا جنَّةً و لا ناراً . و ذكر خَلقَ كلِّ ما سوى الله . « خداوند مىفرمايد : اى محمد اگر تو نبودى من آسمانى را خلق نمىكردم ، و نه زمينى را ، و نه بهشتى را ، و نه آتشى را . و پيامبر هر چيز را به جز خدا ذكر كردند كه خدا آنها را خلق نمىنمود . »
و در ج 1 ص 144 گويد : فقد عَلِمَت هذه الامَّة علم مَن تَقَدَّم و اختصَّت بعلوم لم تكن للمتقدّمين ، و لهذا أشار صلى الله عليه و آله و سلّم بقوله : « فعلمتُ علم الاولين » و هم الذين تقدّموه . ثمّ قال : « و الآخرين » و هو ما لم يكن عند المتقدّمين . و هو ما تعلمه امَّته من بعده إلى يوم القيمة . فقد أخبر : إنّ عندنا علوماً