محسوب مىشود نزد صاحبان درايت و فطانت .
4 - موجودات از لحاظ تعلّقشان به عالم امر فقط ، كلام خداوند هستند ، چون خلقتشان بدون واسطهء امر مادى بوده است .
5 - و همين موجودات از لحاظ كثرتشان در عالم خلق ، همگى كتاب محض خدايند ، و در موجوداتى كه دو جنبه و دو وجههء امرى و خلقى ملحوظ گرديده است ، جمع ميان اين دو جهت امرى است لازم .
6 - و از براى كلام همچنين به اعتبار جمع و فرق ( نظير مَلَكَه و علوم و صُوَر و معانى نازلهء از ملكه ) بدون شبهه و ترديدى كه قابل منع باشد ، دو صفت دگر وجود دارد .
7 - و بر اين اساس به اعتبار جمعيّت آن ، قرآن خوانده مىشود ، همانطور كه به اعتبار افتراق آن فرقان گفته مىشود .
8 - در وجود جمعى كلام الهى در بالاترين نوشتار و عالىترين قلم ( كه موجودات به لباس كثرت مخلّع مىگردند ) جميع مراتب علوم و همهء حكمتها منطوى و به هم در پيچيده مىباشد ( و آن اختصاص به عقل كلّ دارد ) .
9 - وجود كلام الهى كه داراى وصف فَرْق و تفصيل مىباشد ( و از مقام جمع و انطواء پائين آمده است ) در غير كلام جمعى و غير عقل كلّ و عقل اوّل ، در ميان ساير عقول قسمت گرديده و موجود مىباشد .
10 - و حقّاً در عالم ايجاد ( از صدور فيض و نزول خلقت ، و معاد سير و صعود به مبدأ اوّل ) در دائرهء وجود دو قوس وجود دارد : قوس نزولى ( كه از بالا به پائين مىآورد ) و قوس صعودى ( كه از پائين به بالا مىبرد ) .
11 - و به سبب پيامبر خاتم المرسلين : محمد مصطفى و آل او تحقيقاً دائرهء كمال خاتمه پيدا مىكند .
12 - ( و از آنجا كه قوس نزول و صعود بايد كامل گردد تا به صورت دائرهء تامّه درآيد ، و كمال خاتمه پيدا كند و ذرّهاى در ميان راه از اين دائره باقى نماند لهذا به
امام شناسى (فارسى) — صفحة 239
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٣٩