فَفَشَا الْعِلْمُ عَنِ الصَّادِقِ . « 1 »
« پاداش تو در نزد من چيزى نمىتواند بوده باشد مگر آنكه براى تو آزادى بگذارم ، و تو علمت را به شيعيانت نشر دهى و پخش كنى ، و متعرّض تو و متعرّض ايشان نگردم . بنابراين بىمحابا بنشين و به مردم فتوى بده ، و در شهرى كه من سكونت دارم مباش ! از اينجا علم از امام صادق انتشار يافت » .
تقيّه شديد امام صادق عليه السّلام و ترس آن حضرت بر سفيان
در برخى آثار وارد است كه حضرت براى راوى روايت ، مجال توقّف را جائز نمىدانستهاند ، چرا كه در مظانّ اتّهام برخورد و مصاحبت قرار مىگرفت ، و عواقب وخيمى را به دنبال داشت .
در روايتى كه سفيان ثَوْرى از حضرت روايت مىكند ، چنين وارد است كه حضرت به او فرمودند : غَيْرَ مَطْرُودٍ يَا سُفْيَانُ ! فَفَرَقٌ عَلَيْكَ مِنَ السُّلْطَانِ !
« تو را كه مىگوئيم : درنگ مكن ، به خاطر آن نيست كه قصد طرد تو را داريم ، ليكن به خاطر آن است كه از سلطان براى تو در اقامتت نگرانى وجود دارد ! »
روايت ذيل را كه از سفيان نقل مىكنم ، حقير بدين صورت و بدين تفصيل در هيچ يك از مجاميع « 2 » برخورد نكردهام ! بلكه از روى دستخط مبارك مرحوم جدِّ حقير : آية الله سيد ابراهيم طهرانى - رضوان الله عليه - در اينجا نقل مىنمايم .
اين روايت را ايشان در صفحهء قبل از هشت نسخهء خطّيّه كه از اصول قدماء ما مىباشد ، و آن هشت اصل را ايشان به خط شكستهء زيباى نستعليق در مجموعهء جيبى گرد آوردهاند ، ذكر فرمودهاند . متن روايت اين است :
هامش
( 1 ) « مناقب » ج 3 ص 364 و « بحار الأنوار » ، ج 47 ص 180 .
( 2 ) در فحصى كه به عمل آمد اين روايت در كتاب « الإثنى عشرية فى المواعظ العددية » باب الثلاثيات ، فصل تاسع ، ص 72 به دست آمد ، و ليكن بجاى « فَازْوَدْ » « فَازْدَدْ » و بجاى « فَفَرَقٌ » « نفرق » آمده است . همچنين در كتاب « روضات الجنّات » طبع حروفى ، ج 4 ، ص 65 ، در شرح حال سفيان ثورى ، به نقل از « الإثنى عشرية » اين روايت را ذكر مىكند .