تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
« به زنت رجوع كن ! چيزى بر عهدهء تو نيست ! » ابن شهرآشوب از محمد بن سنان ، از مُفَضَّل بن عمر روايت كرده است كه : منصور در مرَّات و كرَّات عديده‌اى بر قتل حضرت ابوعبدالله امام صادق عليه السّلام همّت گماشته بود . هر چند زمان يك بار پى حضرت مىفرستاد ، و وى را به سوى خود مىخواند تا بكشد . همين كه چشمش به حضرت مىافتاد ، هيبت و ابَّهَت حضرت او را مىگرفت و از كشتن درمىگذشت . مگر اينكه مردم را از نشستن با امام منع مىنمود ، و در تفتيش و بازجوئى از مردم كار را مشكل و به حدّ استقصاء رسانيده بود ، تا كار به جائى رسيده بود كه براى يكى از مردم شيعه ، مسأله‌اى در دينش در امر نكاح ، يا طلاق ، يا غير ذلك پيش مىآمد ، و حكمش را نمىدانست و دسترسى به حضرت نداشت ، بنابراين دير زمانى مىگذشت كه مردى از زنش كناره مىگرفت براى آنكه دچار معصيت به واسطهء جهل در مسأله نگردد . اين طرز رفتار منصور بر شيعه مشكل و توانفرسا شد ، تا اينكه خداوند عزّوجلّ در دل منصور انداخت تا چيزى را حضرت از نزد خود به منصور هديه دهد كه نزد احدى همانندش وجود نداشته باشد . حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام مِخْصَرَه‌اى « 1 » ( چوبدستى ) را كه طولش يك ذراع بود براى وى فرستادند . منصور به قدرى مسرور و فرحناك شد كه امر كرد چهار ربع زمين براى او تقطيع كنند ، و در چهار موضع تقسيم نمايند . پس از آن به وى گفت : مَا جَزَاوُكَ عِنْدِى إلَّا أنْ اطْلِقَ لَكَ ، وَ تُفْشِىَ عِلْمَكَ لِشِيعَتِكَ وَ لَا أتَعَرَّضَ لَكَ وَ لَا لَهُمْ . فَاقْعُدْ غَيْرَ مُحْتَشَمٍ وَ أفْتِ النَّاسَ وَ لَا تَكُنْ فِى بَلَدٍ أنَا فِيهِ !
هامش
( 1 ) علامهء مجلسى - رضوان الله عليه - در بيان خود فرموده است : در قاموس است كه : مِخْصَرَه بر وزن مِكْنَسَه چيزى است كه بر آن تكيه دهند مانند عصا و مثل آن . و چيزى است كه پادشاه در وقت خطبه به دست مىگيرد و با آن اشاره مىكند ، و خطيب در موقع خطب به دست دارد . ( قاموس ج 2 ص 20 ) .