تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
هامش
آن مرد نامه را برگرفت و مسافرت كرد به سوى دريا . چون وقت هيجان دريا رسيد ، نامه را گشود كه بخواند به گمان آنكه در آن دعائى است كه معروف از حضرت امام رضا عليه السّلام تعليم گرفته است ، ديد در آن نوشته است : أيُّهَا الْبَحْرُ اسْكُنْ بِحَقِّ مَعْرُوفٍ صَاحِبِ الرِّضَا عليه السّلام ! « اى دريا آرام بگير به حق معروف مصاحب امام رضا عليه السّلام . » آن مرد از اين عبارت خشمگين آمد و نامه را در دريا پرتاب كرد . دريا به إذن خداى تعالى آرام گرفت . در اين صورت مردم دانستند كه : اين آرامش بحر از بركات معروف است . و از اين به بعد ، اين عمل عادت مردم ساحل نشين و دريا شد كه سكون آن را به حقِّ سَرِ معروف صاحب الرِّضا مىدانستند . بارى تمام اين قضايا و داستانها كاشف است از آنكه : يقين او به امام رضا عليه السّلام بوده است ، و دربارهء وى خلوص نيّت داشته است ، و جازم بوده است كه جلالت امام رضا عليه السّلام نزد خداوند تعالى مقتضى قضاء حاجت كسى بوده است كه توسّل به سر او به بركت مولاى وى عليه السّلام مىنموده است . و چون امامى مذهب بوده است ، زهدش و دربانيش براى امام رضا عليه السّلام او را در زمرهء حِسَان در مىآورد اگر از غايت زهدش استفادهء وثاقتش را ننمائيم . در اينجا آية الله مامقانى پاسخ چند اشكالى را كه بر امامى بودن او وارد است ، بيان مىكند . از جمله ميل عامّه به او ، و تكريم قبر او تا جائى كه در « قاموس » گفته است : إنَّ مَعْرُوفَ بْنَ فِيرُوزَانَ الْكَرْخِىَّ قَبْرُهُ التِّرْيَاقُ الْمُجَرَّبُ [ 5 ] بِبَغْدَادَ . انتهى . « حقّاً قبر معروف بن فيروزان در بغداد ، تِرْيَاق مُجَرَّب مىباشد . » تمام شد كلام قاموس . و در « تاج العروس » در شرح اين عبارت از صاغانى نقل شده است كه او گفت : براى من حاجتى پيش آمد در سنهء ششصد و پانزده به طورى كه مرا متحيّر و سرگردان نموده بود . من به نزد قبر معروف آمدم و حاجتم را به همان گونه كه براى أوصياء عرض مىشود ، ذكر كردم - در حالى كه معتقد بودم أولياء الله نمىميرند ، و ليكن از خانه‌اى به خانهء دگر منتقل مىگردند - و بازگشتم . حاجت من پيش از آنكه به محل سُكْناى خود برسم برآورده گشت . قُشَيْرى در رسالهء معروفهء خود مىگويد : إنَّ مَعْرُوفَ بْنَ فِيرُوزَ الْكَرْخِىَّ كَانَ مِنَ الْمَشَايِخ الْكِبَارِ ، مُجَابَ الدَّعْوَةِ ، يُسْتَشْفَى بِقَبْرِهِ ، يَقُولُ الْبَغْدَادِيُّونَ : قَبْرُ مَعْرُوفٍ تِرْيَاقٌ مُجَرَّبٌ . انتهى . و از جمله اشكالات آنكه : خالى بودن همهء كتب « رجال » از مدح و ذَمِّ او از چيزهائى است كه شخص فَطِن و باهوش را به شك مىاندازد كه : وى از خواص امام رضا عليه السّلام باشد ، بالأخصّ آنكه در كتاب « عيون أخبار الرِّضا عليه السّلام » از وى ذكرى به ميان نيامده است . بلكه فاضل مجلسى ؛ جَزْماً گفته است : او دربان آن حضرت نبوده است ، و تعليل آورده است به آنكه اگر او دربان بود