تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
حتماً راوى آن حديث بايد شيعى مذهب بوده باشد ، بلكه براى او وثوق به راوى كفايت مىكند خواه سنّى أشعرى باشد و يا معتزلى ، و يا در فروع تابع هر مذهبى غير از مذهب اهل البيت . به علّت آنكه مناط و معيار خبر صحيح و موثّق ، نزد شيعه فقط وثوق و اطمينان به صدور آن مىباشد . از اين لحاظ است كه مىبينيم مثلًا به موثّقهء عبدالله بن بُكَيْر عمل مىكنند ، با آنكه وى فَطَحِىُّ المذهب است ، به علت آنكه وى در مذهب و گفتار خود اهل كذب و دروغ نبوده است و مرويّاتش را مستنداً با لحاظ امانت در نقل و گفتار بيان مىنمايد . آرى شيعه روايت خوارج و نواصب را كه أئمّه عليهم السَّلام را دشنام مىدهند مردود مىداند . روى اين اساس است كه بسيارى از علماى شيعه و محدّثين و مفسّرين و مورّخين آنان از زمان امامان عليهم السَّلام روايات بسيارى را از روات و يا كتب عامّه نقل و روايت مىكنند ، و اين مسألهء مهمّ و ذى اهميّت موجب گرديده است كه اوّلًا به دست با بركت شيعه ، كثيرى از روايات عامّه نقل و روايت گردد ، و سير روايت منقطع نشود ، و در هر زمان و هر مكان روايت سنَّت رسول الله زنده بماند . و ثانياً به جهت وثوق و اطمينان عامّه و اهل تسنّن بدين علماى عظيم الشَّأن شيعه كه داراى صدق و وثوق و منزلت علميّه نزد ايشان بوده‌اند ، از آنان روايت نموده ، و بسيارى بلكه قسمت أعظمى از روايات وارده در كتب صحاح و مسانيد و سنن عامّه در طريق روايتشان شيعيانى بوده‌اند كه حامل دين و لوادار حديث و خبر و تفسير بوده‌اند ، به طورى كه اگر عامّه اين روايات را از شيعه أخذ نمىنمودند مقدار عظيمى از كتب عامّه حذف مىشد و از ميان مىرفت . روى اين اصل است كه ذَهَبى مىگويد : اگر راويان شيعى را از طريق روايت حذف نمائيم ، ثلث سنّت از ميان برداشته مىشود . آية الله سيّد عبدالحسين شرف الدّين عاملى در كتاب « المراجعات » روى اين موضوع تحقيقاً بحث فرموده است ، و در مراجعهء 14 كه در پاسخ مراجعهء 13 شيخ