و در اين مدرسهء تابعين بروز و ظهور كرد ابوهاشم ( عبدالله بن محمد بن حنفيّه ابن أميرالمؤمنين ) و أبوهاشم اوَّلين كسى است كه در علم كلام سخن گفت ، و پس از وى مدرسهء معتزله نَشْأت يافت كه زعيم آن عبارت بود از واصِلِ بن عَطاء ، و عَمْرو بن عُبَيْد . و بنابراين مدرسهء متكلّمين شيعه به ابوهاشم افتتاح مىپذيرد .
و از گروه تابعين ، هشام بن محمد بن سَائب كَلْبى ، و أبُو مِخْنَف أزْدى دو مورّخ هستند .
و اين قافله و كاروان علم عظيم از عهد أميرالمؤمنين على پشت سر هم در حركت افتاد ، و أصوات و نداهاى داعيان عظيم مذهب شيعى ، يكى پس از ديگرى بالا رفت و اوج گرفت همچون نابِغَة جَعْدى ، كه در صفّين با أميرالمؤمنين حضور داشت و آن اشعار مشهوره در آن وقعه از وى معروف مىباشد . و با او معيّت داشتند عُرْوَةُ بْنُ زَيْدِ الْخَيْل ، و لُبَيْدُ بْنُ رَبِيعَه ، و كَعْبُ بْنُ زُهَيْر صاحب قصيدهء « بَانَتْ سُعَادُ » .
و پس از ايشان فَرزْدَق و كُثَيِّر عَزَّة از شعراى قرن اوّل ، و سپس كُمَيْت ، و قَيْسُ بن ذُرَيْح ، و سَيِّد حِمْيَرى ، و دِعْبِل خُزاعى ، و أبُو تَمام ، و بُحْتُرى ، و دِيكُ الْجِنّ ، و حُسَين بن ضَحَّاك ، و ابنُ رُومى ، و أشْجَع سَلْمى . « 1 » ، « 2 »
هامش
( 1 ) عبدالحليم در تعليقه گويد : طبيعى است كه كثرت شاعران در شيعه به وجود آيد . چرا كه شعر عبارت است از نداى دل و اندرون جماعت و صوت بلند و فرياد و غوغائى كه بر مىآورد . و آنچه از دولتها به اهل بيت از مصائب وارد گرديده است و ظلمهائى كه بديشان رسيده است قلب عالم اسلام را بتمامه سنگين كرده ، و يا به ناراحتى و عذاب درآورده ، و يا آنكه قريحههاى ايشان را تهييج نموده است . و بالعكس آنچه را كه دربارهء اهل بيت آرزو دارند از عاقبت خير و ظفر و نجات و قدرتمندى در پايان امر هم براى آنها و هم براى خودشان ، موجب تخفيف اين آزردگى دل و اضطراب ضمير مىگردد . هر وقت كه ملّت احساس ظلم كند رجا و اميد و اقتداى به پسران پيغمبر را طلب مىنمايد . و بنابراين به جماعت متين و استوارى كه اينك ذكر كرديم بايد كسان زير را اضافه نمود : ابن هانى اندلسى ، و مَهْيار ديلمى ، و أبوفراس حَمْدانى ، و ناشى صغير ، و ناشى كبير و كشاجِم ، و أبوبكر خوارزمى ، و بديع همدانى ، و طغرائى ، و سَرِىّ رفا ، و عمارة يمنى . بلكه اين نداى مهيّج درون از شعر شيعه به پايهاى رسيد كه چون مىخواستند بر شاعرى